بازی برد برد محسن و نادیا
سلام دوستان
من محسن هستم با اینکه دوست داشتم بخاطر دریافت گذرنامه برم خدمت و زود پایان خدمتمو بگیرم ولی بخاطر فشار مامانم که سر پسرش می ترسید و همیشه میگفت : تو با این پدرت که یه پایه بازاره نباید مثل بقیه جوونا نگران استخدام و حقوق و اینا باشی و نیازی به کارت پایان خدمت نداری یا میگفت خونه و مغازه و ماشین که واست آمادس حالا فقط سنداشون به نام من و پدرته که اونم مهم نیست دیگه خدمت رفتنت چیه و … و بالاخره مجبورم کرد بلافاصله بعد از دبیرستان، دانشجو بشم اونم توی یه دانشگاه غیر انتفاعی .
توی سیستم آموزشی این مملکت چون از پیش دبستانی تا دیپلم قانون تفکیک جنسیتی اجرا میشه دختر و پسرا عموما نسبت به جنس مخالفشون ندیده و کنجکاون و واسه برقراری رابطه دوستی و عاطفی و بعضا جنسی مشتاقن و خُب به محض ورودشون به دانشگاه این ممنوعیت برداشته میشه و حتی واسه خونواده ها هم این تابو یعنی ارتباط نزدیک اونا با جنس مخالفشون میشکنه و دیگه موانع عرفی واسه برقراری رابطه تو سطوح مختلف از پیش پای دخترا و پسرا برداشته میشه.
البته همه میدونیم که سالهاست دیگه خیلی از دختر پسرا از همون اوایل بلوغشون و حتی توی سن دبستان و راهنمائی دنبال رابطه عاطفی و حتی جنسی با جنس مخالفشون یا با همجنس های خودشون هستن .
راستش منم از دبیرستان نذاشتم بهم بد بگذره و به خاطر قد بلند و هیکل درشت و جیب پر پول و باغ و واحد خالی از دختر راهنمائی گرفته تا زن شوهر دار راحت بهم پا میداد پس کس ندیده و کس نکرده نیستم ولی توی همون روز اول از ترم اول دانشگاه توی کلاس ، یه شاه کسی همکلاسیم شد تماشائی و یه داف گائیدنی .
هیکل ، بیست . قد ، بلند . پستون و کون ، برجسته ، فیس ، خوشگل . منم که استاد مخ زنی بودم همون روز اول باهاش سر حرفو باز کردم و بدون اینکه خودم متوجه بشم عاشقش شدم و اون روز رابطه ای را با نادیا استارت زدم که باعث شد تنها یه ماه بعد از آشناییمون باهاش بشینم سر سفره عقد و پنج ماه بعدشم یعنی خود عید نوروز با هم بشینیم سر سفره عروسی البته به شرط ادامه تحصیل ایشون و منم مجبور شدم بخاطر اینکه این بره آهو را بین صدها گرگ دانشجوی گرگ تر از خودم ولش نکنم مجبور بودم قدم به قدم ترمهای دانشگاه رو باهاش تو یه کلاس ادامه بدم . تو اون یه ماه اولم آمار خودش و خانوادشو در آوردم و واسم محرز شد که دختر سالم و خانواده داریه و علیرغم امروزی و روشنفکر بودن خودش و خانوادش بخاطر غرور و شخصیت و تربیتش تا حالا پاشو کج نذاشته و به هیچ پسری پا نداده و منم دیگه دور خانوم بازی و کس بلند کردن را خط کشیدم به همین خاطر مجبور بودم زود موتور نادیا را روشن کنم و اتفاقا خیلی زودم موتورش روشن شد و دیدم که صد برابر خودم حشریه و معلومه که تو سالهای نوجوانیش خیلی بهش سخت گذشته که شهوتش را کنترل می کرده .
بعد از عقدمون به بهونه درس و دانشگاه کل هفته را خونه خودم بود و برعکس بقیه عروس دوماد توی پنج ماه دوران عقدمون فقط شبای جمعه میرفت خونه خودشون البته همراه شوهر گلش و بقیه هفته اگه جائی مهمون نبودیم توی آپارتمان خودم و زیر کیر خودم بود
بر اساس تجارب ارزنده قبلی که دخترا رو واسه کون دادن آمادشون میکردم برشهای گلچین شده ای از فیلم سوپرای آنال سکس که دخترا دارن از کون دادنشون لذت میبرن و زیر کیر کلفت مردای سیاه پوست میخندن و اوه مای گاد ، اوه مای گاد میکنن رو از توی فلش وصل میکردم به تلویزیون هشتاد اینچ پذیرائی با صدای دالبی و در حالیکه نادیا لخت تو بغلم بود اون رو تماشا می کردیم و خُب خیلی زود نادیا جونم آمادگی ذهنی و اشتیاق لازم رو واسه کون دادن پیدا کرد و منم از همون شبی که موافقت و آمادگیشو اعلام کرد شروع کردم با آرامش و بدون عجله با روغنکاری و مدد گرفتن از انگشتان اشاره و شصت خودم و نیز خیار در سایزهای مختلف ، سه روزه عملیات دو طرفه کردن کونش رو به اتمام برسونم تا از اولین کون دادنش خاطره خوب و لذت بخشی داشته باشه و سری های بعدی خودش واسه کون دادن پیش قدم بشه
قبل از افتتاحیه کونش با هم رفتیم حموم و اونجا با خوردن لبا و مالیدن پستوناش و مالیدن و لیسیدن کسس و مکیدن چوچولش حسابی حشریش کردم بعد لخت و خیس بغلش کردم و آوردمش رو کاناپه ، خودش سریع پشت به من حالت داگ استایل شد و با دو تا دستاش چاک کونش را باز کرد و گفت اینم کونم تقدیم شوهر خوش سکس و کیر کلفت خودم فقط تو رو خدا یواش مواظب باش جرم ندی . منم پشتش وایسادم و شروع کردم با یه دست پستونشو و با یه دست کسش را مالیدن و بهش گفتم به من کاملا اعتماد داشته باش و اصلا نگران نباش بعد ژل روان کننده را برداشتم و سالار خودم و دور سوراخ کون نادیا را کامل چرب کردم با انگشت داخل سوراخ کونش را هم چرب کردم و کیرم را گذاشتم دم سوراخش و با یه کم فشار نوک کلاهکش را وارد کونش کردم و چون تو چند روز گذشته کونش را آماده کرده بودم اصلا دردش نیومد و با جون جون گفتنش من را به مجاهدت در این راه تشویق کرد طوری که توی یه دقیقه خایه هام چسبید دم سوراخ کونش و این یعنی کل هفده سانت کیرم را توی کون عشقم جا کردم بعدم همزمان با مالیدن کسش شروع کردم به تلمبه های آروم و ملایم و اون داشت از لذت جیغ میزد و میگفت جونننن دارم کونننن میدم . به شوهرم دارم کونننن میدم . بکن منو . کیرتو تا بیخ تخمات جا بزن تو کونم . همین جور که داری کونم میذاری کسمم بمال . جونننن بکن کونمو . محسن جون هی کیرتو در بیارو دوباره بکن تو کونم . اینکارو که کردم کونش گوزید و اون خوشش اومد . جون کونم چه گوزی داد . هی کیرت را در بیار و بکن توش تا کونم بگوزه . جونننن حالا محکم و شلاقی تلمبه بزنو کسمم بمال . جونننن کونده شدم رفت . محسن منو کونی کردی . دیگه یه زن کونی داری . من کونده تو شدم . دیگه هر وقت شرتمو دراوردی هم باید کسم بذاری هم کونمو جر بدی . جونم چه کون کنی دارم من . بکن منو شوهر کیر کلفت من . محکم تر تلمبه بزن . این کون مال خودته جرش بده . هر روز و هر شب بهت کون میدم . جونننن زن کونیتو محکم بکن . خوشحالی که از زنت یه کونی ساختی ؟ قبلا کسم له له کیرتو میزد حالا کونمم بهش اضافه شد .
بعد از یه ربع که تو کونش تلمبه زدم گفت بمال. بمال . کسمو بمال . دارم میام بمال . آره بمال لطفا تو هم ارضا بشو و آب کیرتو تو کونم خالی کن . منم که بزور داشتم خودمو کنترل میکردم دیدم وقتشه و آبمو رها کردم ته کونش .
آره بده آبتو بده . جونننن چه پسر حرف گوش کنی هستی تو . کیرت چه نبضی میزنه . جونننن آبت چه داغه کونمو سوزوند . درش نیار که منم دارم میام . بمال .کسمو بمال . بمال تورو خدا و شروع کرد به نفس نفس زدن و زیر کیرم ارضا شد بعدش گفت کیرتو در نیار و همین جوری بخواب روم و پستونامو بگیر تو دستات و بذار کیرت تو کونم بمونه تا نذاره آب منیات از کونم خارج بشه . آب منیات تو کونم حس خوشایندی بهم داده . منم با لذت از اینکه این بار آبم را تو کونش خالی کردم مست شده بودم . واقعا چه لذتی از این بیشتر که رو تپه های الله اکبر ، روی دو تا باسن دنبه ای خوابیده باشی و کیرتم تو کون خانوم باشه و اب منی تو همونجا خالی کرده باشی و همزمانم که روش خوابیدی پستوناشم بمالی.
بعد یه دقیقه که کیرم کلا خوابید گفتم نادیا جون میشه بری کفش های پاشنه بلند قرمز تو بپوشی و بیای چون من عاشق این پوزیشنم که وقتی پاشنه بلند پوشیدی جلوی آینه صاف وایسی و من جلوی آینه از پشت تو کونت تلمبه بزنم قبلشم باید زحمت بکشی با یه ساک حسابی دوباره کیرمو شق کنی چون حالا که راه کونتو باز کردم و کونت با آب منیام لیز و روون شده میخوام تا صبح تو انواع پوزیشنها فقط کون بکنم آخه خیلی وقته حسرت کونت به دلمه . نادیا با خنده و عشوه گفت عزیزم اگه دلت واسه کون من نمیسوزه واسه نوک کیر خودت بسوزه که باهاش میخوای این همه توی کون من تلمبه بزنی ممکنه سرش ساب بره و پوستش کنده بشه . منم گفتم نگران کیر من نباش نوکش ساب نمیره چون کلاهکش هسته ایه و کون تو هم حق مسلم ماست.
و این شروعی بود بر تکمیل لذتهای جنسی من و نادیا چون راستش سکس بدون کون مثل برنج بدون خورشته سیرت میکنه ولی زیاد بهت حال نمیده .
تقریبا یه سال اول روزی یکی دو بار از کس و از کون سکس داشتیم و پریود نادیا هم تزلزلی در اراده پولادین ما برای تداوم سکس روزانه نداشت و تو اون چند روز کونش جور کسش را می کشید حقیقتا من در اثر دیدن مداوم فیلمهای مستهجن ساخته کفار ، اخلاق اسلامیم فاسد شده بود و همیشه تو ذهنم فانتزی تری سام و ضربدری داشتم البته تریسام fmf یعنی کیر من با دو تا کس و باید واسه رسیدن به فانتزیام نادیا را با خودم همفکر و همراه میکردم ولی چون احتمال دادم که نادیا به خاطر حس حسادت زنونه و ترس از خیانت من با وارد کردن یه کُس دیگه به سکسامون و یا انجام سکس با یه زوج دیگه مخالفت کنه پس به اجبار باید غیرت نداشته خودم را نادیده بگیرم و اول پیشنهاد تریسام mfm دو کیره را بهش بدم تا بعدش بتونم راهو برای تریسام با دوتا کُس و یا واسه سکس ضربدری باز کنم و طبق معمول چه راهی بهتر از تماشای فیلم سوپر با موضوع تری سام دوکیره و صحبت در موردش در حین تماشای فیلم ؟ اونم وقتی که حسابی تحریک و حشری شده .
به هر حال ممارست های من جواب داد و یه بار نادیا در حال تماشای یه فیلم تریسام گفت محسن جون ! بگم خدا چیکارت کنه که منو کونی کردی قبلا هر وقت تحریک میشدم فقط کسم له له کیر میزد حالا که تحریک میشم هم کسم و هم کونم با هم کیر میخوان کاش دو تا کیر داشتی که هر وقت مشغول سکسیم کس و کونم با هم حال کنه . گفتم نادیا جون میخوای یه کیر مصنوعی واست بخرم ؟ اونم جواب داد عزیزم خودت اگه بخوای بجای سکس زنده ، یه کس سیلیکونی را بکنی بهت حال میده ؟ این وسایل جنسی مال جق زدن مجرداس و جای کس و کون و کیر واقعی را نمیگیره . گفتم خوب پس فقط یه راه میمونه اونم اینه که همزمان با دو تا کیر زنده سکس کنی آیا حاضری انجامش بدی ؟ گفت حیف که اینا فقط یه رویای شیرین دست نیافتنیه ولی محسن جونم اگه به غیرتت بر نمیخوره باید بگم واقعا آرزومه که این رویا عملی بشه و بتونم همزمان بجز کیر تو با یه کیر دیگه هم حال میکردم و کاش میشد منم مثل این پورن استاره kenna james یا اون یکی maddy may دوکیره حال میکردم خصوصا تو پوزیشن ایستاده.
منم بهش گفتم ببین نادیا جونم تو الآن نه مست شرابی نه زیر کیری که مست شهوت باشی بلکه کاملا هوشیاری و میفهمی چی داری میگی ببین راستش یکی از فانتزیهای خود منم تری سامه اگه بعدن از گفتن این حرفت پشیمون نمیشی باید بهت بگم که نه تنها من هیچ مخالفتی ندارم بلکه خوشحالم میشم که فانتزیت رو انجامش بدیم . نادیا پرید بغلم و منو بوسید و گفت قربون شوهر روشنفکر و با جنبه خودم برم و چیزی گفت که واقعا انتظارشو نداشتم . گفتش ببین عزیزم مطمئن باش اگه این فانتزیم عملی بشه قول میدم واست جبران کنم و یه شاه کس شاهکار رو بخوابونم زیر کیرش و موردش رو هم توی آستینم دارم ولی توی این شهر به کدوم مردی میشه اعتماد کرد که بعد واسمون شر نشه ؟ منم بغلش کردم و نشوندمش رو پاهای خودم و بوسیدمش و بهش گفتم قربون شعور و معرفتت برم که میخوای کسکش من بشی و واسم کس جور کنی اگه این کارم نکنی باز واسم عزیزی بعدشم پیداکردن کیر مطمئن رو بسپارش به من منم یه کیس خوب تو آستینم دارم فقط بهش میگم که تو دوست دخترمی و یادت باشه که نباید بفهمه تو همسرمی واسه اطمینان بیشترم قرارای سکسمون رو توی باغ میذاریم نه توی خونه . تو هم باید مراقب باشی که سوتی ندی . راستی کیس مطمئنی که تو آستینت داری کیه ؟ و اون گفت اینم سورپرایز بعدیته که بعدا میفهمی منم در حالیکه به لباش حمله ور شدم خوابوندمش و پرچم اسلام رو تو سرزمین کفر فرو کردم و بعد ده دقیقه به شکم خوابوندمش و مشغول فتح تپه های الله اکبر با رمز ” آخ جون چه کون سفیدی ” شدم و بعد نیم ساعت تغییر مرتب میدان عملیات از کس به کون ، با گاییدن دهنش آبمو ته حلقش خالی کردم و رفتم تو فکر اینکه همین فردا اون سورپرایز باحال واسه شاه کس خودم اجراش کنم
قسمت دوم
با سلام خدمت آقایون و خانومای حشری. همه میدونیم که خیلی از ما مخاطبین سایتهای شهوانی و پورن بخاطر شرایط فرهنگی و جو بسته حاکم بر جامعه خصوصا جو بسته اغلب خونوده ها مجبوریم فانتزیامون رو فقط توی رویا و خیال دنبال کنیم و اگه شرایطش فراهم بشه خیلی از افراد و حتی خانواده ها سبک زندگی جنسیشون را راحت تر تغییر میدادن. به امید اون روز میریم سراغ ادامه داستان
یه دوستی توی دوران دبیرستان داشتم بنام کیان که خیلی با هم مچ بودیم و در جریان کس بازیهای همدیگه بودیم و گاهی یه کیسو باهم و مشترکا به سیخ می کشیدیم واسه همین به خاطر اعتماد و رازداریش تصمیم گرفتم که اونو واسه کردن نادیا جورش کنم البته اون بعد از دیپلم رفت سربازی و از شانسش افتاد شهر خودمون ولی یه سالی بود که ازش خبری داشتم واسه همین زنگش زدم گوشیش خاموش بود فردا طرفای ظهر بیدار شدم و از لای پاهای نادیا که اونم خواب بود خودم را کشیدم بیرون و رفتم در خونشون که مامانش کلی تحویلم گرفت و گفت کیان به خاطر سنگ کلیش بیمارستانه و همین الآن تو اتاق عمله و باباش پیششه واسه همین گوشیش خاموشه منم با دعا واسه سلامتیش از مامانش خداحافظی کردم و گفتم بعدا میام واسه عیادتش ولی حقیقتا بدجوری حالم گرفته شد چون میخواستم هر چه سریعتر استارت انجام فانتزیامون رو بزنم بعدش رفتم خونه بابا اینا یه سر به مامانم زدم و بعدش توی راه داشتم میرفتم بازار پیش بابام که دیدم نادیا زنگ زد
_سلام عروسکم ساعت خواب
_سلام عشقم کجا رفتی چرا منو بیدار نکردی
_واسه اینکه عروسکم دیشب تا صبح اضافه کاری داشت و باید استراحت میکرد منم نخواستم مزاحم استراحتت بشم حالام دارم یه سر حجره بابا و طرفای عصر برمیگردم خونه
_باشه عشقم عصر میبینمت بوس بوس و بای !!
عصر که اومدم خونه نادیا برعکس همیشه که با لباسای سکسی و لختی میومد استقبالم با یه تاپ و دامن معمولی اومد دم در و بعد یه دقیقه لب بازی بهم گفت که قبلا یه لباس خواب خیلی سکسی خریدم و میخوام باهاش سورپرایزت کنم بعد یه لیوان آب داد به دستم و گفت بیا این قرص ویاگرا را بخور که امشب تا صبح باهات کار دارم بعدم برو دوش بگیر تو این فاصله منم اونو میپوشم و روی تخت منتظر خودتو کیرتم منم اطاعت امر کردم و پریدم زیر دوش و هی اونو تو لباسای مختلف سکسی تصور میکردم که الآن روی تخت آغوشش رو واسم باز کرده و منم لخت میپرم تو بغلش و الی آخر. تو همین فکرا بودم و در حالیکه داشتم با حوله موهامو خشک میکردم وارد اتاق خواب شدم که یه دفعه با چیزی که دیدم برق سه فاز از کونم پرید. خدای من بجای نادیا ، خانم سرمدی مربی شنای نادیا که شاه کسی واسه خودش بود و خیلی خیلی شبیه پورن استار معروف هالیوود Silvia saint بود روی تخت من بود و با لبخندی آغوشش را واسم باز کرده بود من که کم مونده بود از تعجب و البته از ذوق و خوشحالی سکته کنم برگشتم و نادیا را دیدم که پشت سرم وایساده و با خنده میگه اینم جایزه شعور و معرفت شوهر گلم. چون تو بهم قول دادی که میخوای فانتزی منو عملی کنی با اینکه هنوز انجامش ندادیم ولی هم واسه تشکر از عشقم هم واسه اینکه نمک گیرت کنم و نذارم که مبادا پشیمون بشی خواستم اول فانتزی تو را انجامش بدیم بعد مال منو.
حقیقتا همیشه توی رویاهام حسرت سکس با خانم سرمدی رو داشتم که بعضی روزا موقع رسوندن نادیا تا دم در استخر میدیدمش و باهاش سلام و تعارف میکردم و حالا در کمال ناباوری داشتم اونو با یه لباس خواب تور و ست قرمز و آرایشی خیره کننده در حالی میدیدم که توی اتاق خواب خودم و روی تخت خودم آغوشش رو واسم باز کرده. مغزم چند ثانیه ای واسه تجزیه تحلیل این سورپرایز هنگ کرده بود که صدای نازش منو به خودم آورد
_سلام آقا محسن چیه چرا خشکت زده سورپرایز شدی ؟
_من که حوله از رو دوشم افتاده بود زمین و کیرم بر افراشته شده بود گفتم آره خوشگل خانم کم مونده از تعجب و از خوشحالی سکته کنم آخه منو این همه خوشبختی محاله. شما کجا اینجا کجا نکنه دارم خواب میبینم ؟
که نادیا در حالی که داشت روی کاناپه ای که اونو دقیقا جلوی تخت گذاشته بود لم میداد گفت نه عشقم کاملا بیداری فعلا تا این کس و کون شهلا جون از دهن نیفتاده بپر رو تخت که دلم واسه تماشای یه فیلم سوپر زنده داره له له میزنه اونم با هنرمندی عشق زندگیم و بهترین دوستم شهلای کس طلا. توضیحات مربوطه را هم خودم بعدا خدمت شوهر عزیزم تعریف میکنم فعلا سکسو بچسب
منم یه بوس واسه نادیا فرستادم و پریدم رو تخت و آروم خزیدم سمت شهلا و رفتم خیمه زدم روش و چند ثانیه اون چهره زیبا را تماشا کردم بعد لبامو گذاشتم رو لباشو در حالیکه خوابیدم روش شروع کردم به خوردن اون لبای شیرین و خون چکون اونم کیرمو گرفت تو دستاشو شروع کرد به مالیدن اون بعد دو سه دقیقه لب بازی خوابیدم کنارش و دو تا پستوناش که از توی سوتین بدون کاپ بیرون زده بود رو گرفتم تو دستام و سرمو بردم تو گردنش و مشغول بوسیدن گردن و گلوی بلوریش شدم. با مالیدن پستوناش چشماش خمار شد و صدای آه و نالش بلند شد و فکر کنم نادیا بهش گفته بود که من خیلی دوست دارم که زیر خوابم با صدای بلند ، آه و اوف بکنه بعدش یه دستمو گذاشتم رو قمبل دنبه ایش. خدایا چه کون نرمی وقتی لمس این کون به این نرمی و به این برجستگی اینقدر حال میده گائیدنش و تلمبه زدن روش چه حالی بده میخواستم برم پائین تر واسه خوردن کسش که دیدم خیلی حشریه و پاشو باز کرد و با دستاش کیر منو گذاشت دم کوسشو گفت محسن جون بخدا طاقت ندارم فقط منو بکن یالا کسمو بگا.
ظاهرا نادیا قبل از اومدن من با شهلا لز کرده و اونو حسابی حشری کرده بود چون بد جوری داشت له له کیر میزد
خلاصه سرتونو درد نیارم بمدت دو ساعت توی انواع پوزیشنا کس و کون شهلا جونو گائیدم و چندین بار اونو ارضاش کردم شهلا در حالیکه داشت تخمها و کیر منو میلیسید و بوسشون می کرد رو به نادیا کرد و گفت آی کسکش آی کونکش تو که واسه شوهرت کس و کون جور میکنی این کیر نمیخواد آبش بیاد و بخوابه دیگه کس و کون واسم نذاشته و جرم داد پاشو بیا جاهامون عوض حالا نوبت منه که فیلم سوپر تماشا کنم.
نادیا هم دستشو از تو شرتش در آورد و گفت با کمال میل و پاشد اومد رو تخت و شهلا پرید رو تخت و شروع کرد به مالیدن کسش بعد یک ساعت و نیم که کس و کون نادیا را گائیدم واقعا دیگه خسته شدم و گفتم دیگه نمیتونم شهلا پاشد اومد لب تخت و به نادیا گفت اگه میخوای آب عشقت بیاد بخواب رو تخت به منم گفت برعکس رو زنت خیمه بزن و کیرت را بذار دهنش تا واست ساک بزنه بعد رفت پشتم و شروع کرد به لیسیدن و مکیدن سوراخ کونم و نوک زبونشو میکرد تو کونم و اتفاقا باعث شد که تحریک بشم و آبم رو تو دهن نادیا خالی کنم. ساعت دوازده شب بود و تازه فهمیدیم گشنمونه و یه نفری همینجوری لخت رفتیم سر میز شام و نادیا سریع غذا را کشید و مشغول خوردن شدیم بعد شام رفتیم تو پذیرائی و من روبروشون رو کاناپه نشستم و در حالی که تازه فرصت پیدا کردم سر فرصت خوشگلی های شهلا جونو تماشا کنم و اندام قشنگشو دید بزنم به نادیا گفتم نمیخوای یه فکری به حال این شاخه هائی که از تعجب رو سرم سبز شده بکنی و توضیح بدی که چطوری امشب این تاج افتخار رو به سر من گذاشتی و منو مهمون آغوش هوس آلود و شهوتناک شهلا جون کردی ؟
_راستش شش ماه قبل که رفتم واسه آموزش شنا ثبت نام کنم شهلا جون شد مربی من و چون فقط دو سال از من بزرگتر بود خیلی سریع توی دو سه جلسه ما با هم کانکت شدیم و انگار که نصفه گم شده همدیگه رو پیدا کردیم و خیلی زود به هم وابسته شدیم روزهائی که منو میرسونه استخر و خودت میرفتی بازار و نمیتونستی بیای دنبالم شهلا جون منو میرسوند که در جریان هستی. عشقم این شاه کسی که امشب اوردم خوابوندمش زیر کیرت یه الهه شهوته یه الهه هوس و شهوت ناب. تو این مدت تو با سکسامون آتش شهوتمو شعله ور میکردی و شهلا جون با کلام و طرز فکرش و نهایتا کارمون به کامجویی و لذت بردن از همدیگه کشید و لز شد برنامه ثابت هفتگیمون و وقتی تو قول دادی فانتزی مو عملی کنی و یه کیر دیگه واسم جور کنی منم موضوع را به شهلاجون گفتم و شهلا جون که چشماش تو رو گرفته بود با کمال میل قبول کرد که بیاد زیر کیرت بخوابه.
شهلا خانوم در حالیکه رو کاناپه لم داده بود و پاهای کشیده شو انداخته بود رو هم و وقتی این پا اون پا میشه کس طلائی شو در معرض چشای هیز من میذاشت رو به من گفت محسن جان حقیقتش داستان زندگی من و شوهرم و طرز تفکر مون مثل شماست فقط با این تفاوت که ما یک سال زودتر از شما شروع کردیم به عملی کردن فانتزیامون و همه اونارو انجامشون دادیم از تریسام mfm و fmf گرفته تا ضربدری و اگه کیس مطمئن میخوای واسه سکس دو کیره واسه نادیا جون هیشکی بهتر از شوهر خودم اقامسعود نیست اونم مثل خودتون روشنفکر ، باجنبه ، مطمئن ، رازدار و خوشتیپ و خوش سکسه و میتونین با هم رویا و آرزوی نادیا جونو برآورده کنید
_راستش شهلا جون امروز رفتم واسه دعوت از یه کیر مطمئن ولی از شانس خوبمون جور نشد و چه پیشنهادی از این بهتر و چه کیسی بهتر از شوهر خودت ؟
_بذار یه زنگ بهش بزنم و این خبر خوب را بهش بدم
_شهلا جون یه وقت خواب نباشه
_نه عزیزم خواب نیست فقط باید همین الآن یه توضیحی واستون بدم راستش ما تو این یه ساله هم به خاطر رعایت مسائل امنیتی و هم بخاطر رعایت نکات بهداشتی و حفظ سلامتی مون واسه پیدا کردن یه زوج مناسب هم شان و همفکر خودمون خیلی وسواس به خرج دادیم و بالاخره با یه زوج جوون بنام پیام و ساغر که پنج سال از ما بزرگترین وارد رابطه سکس گروهی و ضربدری شدیم که مثل خودتون آدم حسابی ، خوشگل ، خوشتیپ ، پولدار ، شهوت آلود و حشری و البته سالم و رازدار و مطمئن و الآن یه سالی هست که سه شنبه ها تو خونه همدیگه سکس گروهی داریم و شبای جمعه تا فردا شبش هم بصورت ضربدری همسرامون را عوض میکنیم و هر کدوم از ما خانوما میریم خونه اون یکی پیش شوهرش و البته اگه موافق باشین میتونین شمام وارد این چرخه شهوت و لذت بشین
_چه قدر جالب و هیجان انگیز. چرا که نه مگه نه محسن جون
_آره حق با توئه من که پایم اگه هم تو پایه نباشی چی ؟ به کیر و خایم
شهلا از این حرف زد زیر خنده و گفت خدا خفت نکنه محسن چه با نمکی
_لطف داری شما پس اینو می مکی ؟
شهلا جون ادامه نده وگرنه تا خود صبح این محسن هر چی بگی مثل مشاعره یه چیزی میگه.
بجاش به آقا مسعود زنگ بزن و صدا رو بذار رو اسپیکر
_الو مسعود جون سلام خوبی ؟ و در حالی که مسعود داشت نفس نفس میزد بریده بریده گفت آره فعلا که دارم تو کس ساغر جون تلمبه میزنم پیام که دو تا آب ازش اومد خوابش برد و من مجبورم جورش را بکشم و واسه هشتمین بار زنشو ارضا کنم. بعد صدای ساغر اومد که همراه با آه و اوه کردن و با ریتم تلمبه خوردن و بریده بریده گفت نادیا جون قربون کیر شوهرت برم که مثل کیر خره جات اینجا زیر کیرش خالیه
_نوش جونت ساغر جون منم تا سر شب تا حالا زیر یه کیر مشتی و کار بیست به اسم آقا محسن بودم. به زودی میای خونش و رو تخت خواب خانومش به جای اون بهش کس و کون میدی و خانومشم که اسمش نادیاست میره خونه ما و رو تخت من به عشق من مسعود کس میده و منم میام خونه تو و زیر کیر پیام جونت عشق و حال میکنم فعلا مزاحم سکستون نمیشم. هم تو هم عشقم بای !
شهلا جون امشب تو برکت خالص بودی واسه من. تو امشب راهی که منو نادیا باید واسه پیدا کردن کیس مناسب ، مدتها با نگرانی و سختی طی می کردیم را از جلو پامون برداشتی به همین خاطر و به پاس قدردانی از تو اگه دوست داشته باشی این کیر رو بهش بر پا میدم و تا خود صبح اختصاصا به خودت حال میدم
_محسن جون اولا منم خوشحالم که شما را کشف و به جمع سکسیمون دعوت کردم و از هر دو تون واسه این همراهی مچکرم دوما کیه که همچین کیر با صلابتی را نخواد سوما اگه قرار باشه تا صبح فقط روی من تلمبه بزنی که دیگه کس و کون من جر میخوره این راند دیگه تماشاچی نداریم نادیا هم باید بیاد رو تخت و تو با رعایت عدالت و به تساوی تو چهار تا سوراخ ما تلمبه بزنی.
قسمت سوم و پایانی
سلام به خانوما و آقایون عاشق سکس و لذت و شهوت. امیدوارم خوندن داستانهای شهوانی و تماشای فیلمهای پورن خصوصا واسه زن و شوهرها منجر به تغییر دیدگاهشون و تغییر در سبک زندگی شون بشه یه تغییر خوب و رو به پیشرفت از زندگی های خشک و بی روح سنتی به زندگی های لذت محور روشنفکرانه و نهایتا خروج از زندگی های تلخی که بیشتر زنده ماندن تا زندگانی و توی اونا بیشتر از همه خانوما و کودکان آسیب میبینن و حق و حقوق اوناس که نادیده گرفته و پایمال میشه و ورود به زندگی های قشنگی که توش به نظر و سلیقه و خواست خانوما بیشتر احترام گذاشته میشه و اونا راحت تر به حقوق خودشون خصوصا حقوق جنسی شون دست پیدا میکنن.
و اما ادامه داستان
قرار شد واسه آمادگی ذهنی من و نادیا فردا شب آقا مسعود شوهر شهلا بیاد خونه ما و در حالیکه یه ساعت اول من و شهلا فقط تماشاچی هستیم جلو چشم من و زنش با نادیا سکس کنه تا ذهن و روحیه من واسه دیدن زنم زیر یه کیر دیگه آماده بشه و بعدشم دو نفری کس و کون نادیا را بگائیم تا هم نادیا به آرزو و رویاش یعنی گائیده شدن با دو تا کیر بصورت همزمان برسه و هم کس و کون دادن جلو چشم شوهرش واسش عادی بشه. بعدش دوباره رفتیم رو تخت و من تا ساعت سه ، هر چهار تا چاه عشق یعنی کس و کون نادیا و شهلا جون را تو پوزیشنهای مختلف جفتی و انفرادی گاییدم و بعد تا خود ظهر خوابیدیم. طرفای ظهر از گشنگی بیدار شدم و دیدم بین دو تا حوری بهشتی خوابیدم بدون اینکه بیدارشون کنم زنگ زدم از بیرون غذا سفارش دادم و رفتم دوش گرفتم و سفره را چیدم و رفتم و با بوس و انگولک ، دو تا شاه کس خانوم رو بیدارشون کردم و گفتم شهلا جون کاش زنگ میزدی آقا مسعودم واسه ناهار بیاد اینجا ولی اون گفت محسن جون دیشب نشنیدی پیام خوابیده بود و زنش زیر کیر مسعود بود این جور مواقع مسعود تا خود صبح تو کس و کون ساغر سوئیچ میکنه و فقط هوا که روشن میشه دیگه رضایت میده و حالام تا خود غروب مثل خرس می خوابد که بتونه امشب از خجالت نادیا جون در بیاد. بعدش پا شدنو با نادیا رفتن دوش بگیرن و همون موقع غذا هم رسید بعد از دوش گرفتن ، جفتشون رفتن تو اتاقو با لباس های فوق سکسی اومدن واسه ناهار بعد از خوردن ناهار ، نادیا که میدونست دیشب چشای هیز من فرصت نکرد که یه دل سیر اندام خوش تراش شهلا جونو دید بزنه گفت شهلا جون خیلی تو این لباسا شهوتناک شدی پاشو یه کم برقصیم تا این پسر کوچولوی من یه دل سیر هیزی کنه و شاه کس جدیدشو تو این لباسای سکسی دید بزنه منم یه بوس واسه نادیا فرستادم و پاشدم یه فلش موسیقی شاد بدون کلام مخصوص رقص و زدم به اسپیکر و گفتم شما شروع کنید به رقصیدن تا من و کیرم اول یه دل سیر از تماشای اندام زیبا و هیکل خوش تراش شما دو تا حوری بهشتی لذت ببریم بعدش منم میام وسط آخه میدونید هنوزم باورم نمیشه که به آرزوم رسیدم و هی به خودم میگم من و این همه خوشبختی محاله. بعد رقصیدن و مشروب خوردن شهلا جون واسه مسعود لوکیشن فرستاد و سر شب بود که اونم با یه دست گل خوشگل و یه جعبه شیرینی بزرگ از راه رسید و حدودای ساعت هشت شب بود که زنگ در خونه را زد چه تیپ باکلاسی زده بود توی اون کت شلوار با کراوات و ساعت و گردنبند و انگشتر و اون بوی ادکلن معرکش مثل دومادا شده بود و من که مرد هستم از تیپش کیف کردم چه برسه به نادیا و وقتی وارد خونه شد و با من و شهلا و نادیا روبوسی کرد نادیا نتونست این حس ذوق زدگی خودشو مخفی کنه و به مهلا جون گفت تبریک میگم بهت شهلا جون واقعا برازنده هم هستین و واقعا آقا مسعود یه جنتلمن واقعی به نظر میرسه و شهلا جونم که از این حرف نادیا کیف کرده بود گفت حالا از این به بعد که با خودش و رفتاراش آشنا شدی میفهمی که باطنش هم مثل ظاهرش جنتلمنه. مسعود گفت بابا بس کنید بنده دارم از خجالت مثل بستنی آب میشم و خوب نادیا جون بستنی شل شده هم که فایده نداره و نادیا هم کم نیاورد و با عشوه و خنده گفت شما نگران شل شدنش نباشین من خودم بلدم که چطوری سفت و شقش کنم و هممون زدیم زیر خنده خلاصه اون شب بزم مون رو با شراب شروع کردیم و با یه نیم ساعتی بزن و برقص ادامش دادیم و بعدش نشستیم دور هم. من رو کردم به مسعود و گفتم مسعود جان میبینم که شهلا جون تو رو در جریان جزئیات تشکیل این رابطه قرار داده واسه همینه که امشب حس دامادی بهت دست داده و کیر بدست اومدی کس و کون زن منو بگائی. قراره من و مژگانم بشینیم همینجا و خودمونو دعوت کنیم به دیدن یه سکس خفن زنده.
ازت میخوام یه ساعتی هر چه تجربه و هنر سکس داریو رو کنی و کاری کنی که نادیا جونم مشتری دائمی کیرت بشه اونم گفت با کمال میل و پاشد و دست نادیا رو گرفت و کشیدش سمت خودشو و با هم لب تو لب شدن بعد از یه پنج دقیقه نادیا جون با دلبری یکی یکی لباسای آقا مسعود و از تنش در آورد و وقتی شورت و شلوارش را باهم کشید پائین از دیدن یه کیر کلفت و سیاه و دراز چشاش گرد شد و با گفتن یه آخ جون بلند حمله ور شد به سمتش و اونو کرد تو دهنش. خلاصه سرتونو درد نیارم مسعود به ۷۲ روش سامورائی کس و کون زنمو جلوی چشای مست و خمار من و شهلا جون گائید و سه بار اونو ارضاش کرد بعد شهلاجون که تو این یه ساعت مثل من شهوت خودشو سرکوب کرده بود رو به من گفت خوب حالا وقتشه که پاشیو فانتزی زنتو عملی کنی و اینگونه شد که منم کیر بدست بهشون ملحق شدم و تا یک ساعتم من و مسعود نادیا رو تو پوزیشنهای مختلف تریسامی گائیدیم و بعد که نادیا در اثر خستگی از ادامه سکس انصراف داد شهلاجون جاشو بین من و مسعود گرفت و منم پا به پای مسعود تا خود صبح کس و کون زنشو گائیدیم و هر کدوممون بعد دو بار ارضا شدن ولو شدیم روی کاناپه و من دیگه نفهمیدم کی خوابم برد. هر سه تامون طرفای بعد از ظهر با صدای نادیا بیدار شدیم و دیدم نادیا چه میز ناهار اشرافی چیده پس هر سه تامون با هم رفتیم حموم دوشمون رو گرفتیم و زیر دوشم داشتیم با بمال بمال همدیگه کلی حال و حول می کردیم که شهلا جون گفت میدونم که هیچکدومتون گی نیستین ولی دوست دارم شما ها هم مثل ما خانوما که واستون ساک میزنیم کیر و خایه همدیگه رو ساک بزنین و نادیا رو صداش کرد و بهش گفت بیا حیفه که دیدن این صحنه رو از دست بدی منو مسعود یه نگاهی به هم کردیم و دیدیم نمیشه با درخواست شهلاجون مخالفت کنیم چون اونم دیشب با هیچکدوم از درخواستای ما مخالفت نکرد پس اول من زانو زدم جلوی مسعود و یه دو دقیقه ای واسش ساک زدم و تخماشو میمالیدم و وقتی کیرش کاملا شق شد نشستم لب وان و پاهامو از هم وا کردم یعنی حالا نوبت توئه اونم اومد زانو زد وسط پاهام و شومبول خفته منو کرد تو دهنشو و بعد از چند دقیقه ساک زدن ازش یه اژدهای هار و سرکش تحویل داد و در این حین شهلا و نادیا بامسخره بازی و شوخی و متلک پرونی حسابی بهمون خندیدن به شهلا جون گفتم آخه آزار داری حالا که گشنمونه از این هوسا میکنی حالا ما دو تا پسر حرف شنو این دو تا کیر شق و رقو چی کارشون کنیم شهلا کیر منو گرفت تو دستش و گفت نادیا بیا تو هم کیر مسعود رو بگیر تو دستت و بیا دنبال من و شروع کرد کیر منو کشیدن و راه افتاد به سمت بیرون حموم و رفتیم تا سر میز ناهار و گفت واسه تجربه اولتون بد نبود خدا رو چه دیدین شاید در ادامه رابطه ، کون همدیگه را هم کردین و همه زدیم زیر خنده. بعد ناهار یه کم با هم رقصیدیم و قرار شد نادیای من و مسعود برن تو اتاق رو تخت و من و زنشم همینجا تو هال و رو کاناپه ها بصورت اختصاصی و عروس دومادی سکس کنیم و بعد از یه ساعت ما هم بریم پیش اونا و یه سکس گروهی توپ با انواع پوزیشنهای سه نفره و چهار نفره اجرا کنیم. طرفای غروب که دیگه کیر ما و کس و کون اونا حسابی سابیده شد و هر کدوممون چندین بار ارضا شدیم رفتیم تو پذیرائی و یه عصرونه و چند تا پیک شراب خوردیمو و قرارمون را گذاشتیم واسه دو شنبه شب که ما توی خونه شهلا جون ، هم با پیام و ساغر آشنا بشیم هم اولین سکس گروهی شش نفرمون رو انجام بدیم وهم یه برنامه ثابت واسه تعویض همسرا بریزیم به طوری که هر خانومی چهار روز هفته را توی خونه خودش و مال شوهر خودش و پنجشنبه زیر یه کیر و جمعه هم زیر یه کیر دیگه غیر شوهرش باشه و دو شنبه ها هم بصورت نوبتی خونه همدیگه جمع بشیم واسه سکس گروهی البته این برنامه قبلی و ثابت اون دو تا زوج بوده و با ورود ما فقط یه تغییر کوچیک تو برنامه پنجشنبه و جمعه دادن چون قبلا هر یک از آقایون دو روز پنجشنبه و جمعه ، کس زوج مقابلش رو در اختیارش داشت که یا میبردش خونش یا با هم میرفتن مسافرت ولی از این پس پنجشنبه یه کس و جمعه هم یه کس دیگه بجز زن خودشو میبره و به این ترتیب همه زوجا هر هفته بصورت ضربدری و غیر تکراری دو تا کیر یا کس غیر از همسرشون را در اختیار دارن.
به یه چشم به هم زدن دو شنبه شب اومد و من و نادیا با هیجان و خوشحالی وصف ناشدنی و با یه دسته گل قشنگ زنگ خونه شهلا جونو زدیم و در که باز شد دیدیم غیر از شهلا و مسعود ، ساغر و پیامم اومدن دم در به استقبال ما و خدائیش هم پیام جنتلمنی بود واسه خودش و هم ساغر جون یه دافی بود شاه کس و من دوباره حس کردم که با کون افتادم توی حوض عسل اون شب بعد آشنائی و صرف شام و شراب تا صبح مشغول یه گروپ سکس مشتی شدیم هر دو تا سوراخ هر کدوم از ما خانوما بیشتر تایم سکس اونشب کیر توش بود و هر سوراخی هنوز خالی نشده با یه کیر دیگه پر میشد و این شد آغاز سکانس جدیدی از زندگی جنسی من و نادیا.
بالاخره صبح پنجشنبه رسید
_محسن جان دیگه صدات نمیکنما بیدار شو دیگه پاشو برو دوش بگیر پیام و شهلا نیم ساعت پیش زنگ زدن و گفتن توی راهن پیام ساغرو رسونده خونه مسعود و شهلا را داره میاره اینجا تا منو ببره تو دیگه حالاس که زنگ خونه رو بزنن. من که آمادم و به محض رسیدنشون با پیام میرم خودت میدونی و شهلا.
من یه شورت و سوتین بنفش با کفش پاشنه بلند همرنگ پوشیده بودم و در حالی که جلوی آینه آرایش میکردم از دیدن هیکل سکسی خودم با اون سر و وضع کیف میکردم یه دفعه صدای زنگ آیفون واحد بلند شد و محسن با صدای زنگ از خواب پرید و دوید رفت سمت حموم منم همینجوری خرامان خرامان رفتم و درو باز کردم. پشت در پیام و شهلا بودن و البته دست پیام لای کون شهلا چشای جفتشون با دیدن اندام سکسی من گرد شد پیام گفت دمت گرم نادیا جون چی ساختی واسه من. شهلا گفت نادیا جون انتظار داشتم محسن بیاد دم در به استقبال من ولی انگار خبری ازش نیست. گفتم بخدا شرمنده یه ساعته دارم بیدارش میکنم ولی غرق خواب بود و همین الآن با صدای زنگ واحد از خواب پرید و رفت دوش بگیره بفرمایین تو. این آقا محسن تا فردا صبح در اختیار خودته.
رفتم که شال و مانتوم رو بپوشم و با پیام بزنیم بیرون که دیدم پیام کیرشو از تو شلوار در آورده و میگه با اجازه شهلا خانوم و منو همینجوری برم گردوند و ایستاده به سینه چسبوندم به آینه قدی که دم در ورودیه و یه کم شرتمو کشید پایین و کیر خودشو سوراخ کون منو تف زد و تا اومدم بفهمم چی به چیه کیر کلفت و درازشو تا دسته جا کرد توی کونم و شروع کرد به تلمبه زدن منم به شهلا گفتم تو رو خدا در واحد رو ببند تا آبرومون نرفته. داشتم آه و ناله میکردم که محسن حوله به دوش از تو حموم اومد بیرون و دید پیام همونجا دم در داره زنشو از کون میکنه سلام کرد و از شهلا معذرت خواهی کرد و رو به پیام گفت پیام جون زن من تا فردا صبح در اختیارته چرا حولی ؟ پیامم گفت خداییش با دیدن زنت نتونستم جلو کیرم را بگیرم حالام چند دقیقه دیگه میریم شما فعلا شهلا جونو دریاب محسنم اومد و دست انداخت چاک کون شهلا و در حالیکه ازش لب میگرفت و کونشو انگولک میکرد رفتن به سمت اتاق خواب و به پنج دقیقه نشد که صدای آه و ناله شهلا بلند شد.
به پیام گفتم دیگه بریم چون واسه رسیدن چنین روزی مدتهاست چشم انتظارم که با اطلاع و هماهنگی شوهرم برم خونه کیرای جدید و یکی دو روز در اختیارشون باشم
پایان
اقایون و خانومای حشری امیدوارم که این داستان تونسته باشه لذت و شهوت را توی رگهای شما جاری کرده باشه و همیشه حشری باشین
پاسخها