ضربدری با خواهر زنم فرشته

سلام. من بهمن هستم، 36 ساله، خانمم فریده 34 ساله است. ما هر دو کارشناسی ارشد داریم و برای دولت کار میکنیم و ساکن رشت هستیم. خانمم زن بسیار زیبا و خوش اندام، خوش فکر و خوش سر و صحبت و مهربانی است. من همیشه فکر کرده ام که من چه مرد خوشبختی هستم که چنین همسری گیرم آمده. من هم بد نیستم. بلند قد و خوش قیافه، هیکل خوب و همه موهایم را هم دارم. البته اگر غیر از این بود فریده زنم نمیشد. فریده یک خواهر 3 سال جوانتر به اسم فرشته دارد که خیلی شبیه اوست ولی بسیار زیباتر. از آن زیبایی هایی که وقتی توی چشمانش نگاه میکنی نفست بند می آید. مثل برگ گل است. فرشته دو سال پیش با یک مرد بسیار خوش قیافه و خوش هیکل و موفقی به اسم خسرو ازدواج کرد. خسرو واقعا لیاقت ازدواج با فرشته را دارد. ما هر بار که به دیدار فرشته و خسرو میرفتیم، در سکس بعدی مان که معمولا همان شب دیدار بود کاملا مشخص بود که فریده در عالم خیال دارد به خسرو کص میدهد و من دارم فرشته را میکنم. فقط فکر کردن به گاییدن آنها لذت ما را بالا میبرد. البته ما کاملا اسلامی عمل می کردیم و هرگز راجع به این موضوع حرف نمیزدیم و تظاهر می کردیم. ولی هر دو میدونستیم که ما در خیال با چه کسی سکس داشتیم.
چندی پیش فرشته و خسرو با استفاده از یک تعطیلی 3 روزه آمدند پیش ما. آنها پیش از نهار وارد شدند. پس از خوش آمد گویی ها و چای خوردن و مستقر شدند در اتاقشان، نهار خوردیم. پس از نهار خوردن من از آنها معذرت خواستم و رفتم به اتاق خودمان. چون خواب بعد از ظهرم را خیلی دوست دارم. تازه خوابم برده بود که از صدای باز شدن در اتاق بیدار شدم. دیدم فرشته است. در حالیکه لبخند شیرینی بر لبش بود در را پشت سرش بست و به تخت نزدیک شد. کولر اتاق را کاملا خنک کرده بود و من با شورت زیر ملافه خوابیده بودم. فرشته ملافه را از رویم برداشت. با دست چپ کیرم را توی دستش گرفت و از توی شورتم در آورد و مالید و با دست راست زیپ دامنش را باز کرد و دامن را انداخت زمین. زیر دامن هیچ چیزی نپوشیده بود و کس زیبایش با موهای کوتاه شده مشخص شد. من کیرم به سرعت شق شد. فرشته آمد بالای تخت هر پایش را یک سمت من گذاشت و نشست رویم. سر کیرم را با دست گذاشت دم سوراخش و خودش را فشار داد پایین. کیرم تا نیمه رفت تو. خود را یک کمی بالا کشید و دوباره فشار داد. اینبار کیرم تا دسته رفت تو. یک کمی مکث کرد تا کصش به کیر من عادت کند. کیر من بزرگتر و چاقتر از کیر خسرو بود و کس فرشته زمان لازم داشت که عادت کند. همانطور که من از احساس کس تنگ و گرم و نرم فرشته که کیرم را محکم بغل کرده بود لذت میبردم یک دفعه بیاد فریده افتادم. با وجودیکه بودن توی کس فرشته بهترین احساس دنیا برای من بود، من به هیچ وجه حاضر نبودم ازدواجم را با زنم به خطر بیاندازم. فکر کردم که فرشته از یک لحظه غفلت فریده استفاده کرد و آمده تا یک کسی بدهد و برود. و الان است که فریده از در وارد میشود. با وحشت به فرشته گفتم فریده…فریده…
فرشته لبخندی زد و گفت ؛ نگران نباش. فریده توی اتاق ما دارد به خسرو کص میدهد. من که از نگرانی کیرم شروع به پایین رفتن کرده بود با شنیدن این خبر یک تکان خورد و به شقی حداکثری رسیید. به حدی این عمل سریع بود که فرشته توی کصش احساس کرد و گفت اوه. فرشته شروع به بالا و پایین رفتن کرد. در هر حرکت آنقدر بالا می کشید که همه کیرم بیرون می آمد و فقط گنبد باقی میماند. بعد با یک حرکت سریع کیرم را تا ته فرو میکرد. این حرکت باعث میشد که تنه کیرم با سرعت به جی اسپات فرشته مالیده شود و گنبد در آخر واژن به دهنه رحم فشار بیاورد. در ضمن چوچولش هم بین بدن من و بدن او کوبیده شود. مجموعه همه اینها بوسیله یک کیر بزرگتر و کلفت تر از آنچه که به آن عادت داشت بقدری برای فرشته لذت بخش بود که مثل یک اسب وحشی روی کیر من بالا و پایین میپرید. تنها کاری که من میکردم با هر دو دست فرشته را روی بدنم نگه داشته بودم که نیفتد. احساس کس فرشته دور کیرم به قدری خوب بود که من با وجود همه کس هایی که قبل از ازدواج کرده بودم و کردن کس خود فریده که برای خودش شاه کسی بود هرگز چنین احساسی نکرده بودم. زیاد طول نکشید که احساس کردم که خایه هایم خود را بالا کشیده اند و آماده انزال هستند. فرشته هنوز با شدت تمام مشغول گاییدن من بود و من نمیخواستم این را متوقف کنم… با دو انگشت شست و اشاره دست چپ بیخ کیرم را گرفتم و فشار دادم. ناگهان یک انزال پر قدرت و خشک داشتم. در حالیکه همه احساسهای آمدن را داشتم، آبی بیرون نیامد و کیرم هم همچنان شق ماند. فرشته سرعت گاییدن مرا کم کرد و بعد یک آهههههه طولانی از ته گلو بیرون داد و ارضاء شد. آب کصش از دور کیرم زد بیرون. همانطور که کیرم تو کصش بود روی بدنم خوابید. بغلش کردم و فرق سرش را بوسیدم و بعد چرخوندمش به پشت. حالا من بین پاهایش بودم و کیر شقم تا دسته تو کصش. شروع کردم به گاییدن با فشار و تلمبه های طولانی. فکر میکردم که من ممکن است که دیگر هرگز چنین فرصتی گیرم نیاید. پس بگذار که این لعبت را تا می توانم بگایم. در حال تلمبه زدن دست را از زیر بلوزش بردم تو و سوتینش که هنوز تنش بود گرفتم و فشار دادم بالا. سینه هایش رها شد. بلوزش را دادم بالا. سینه های لختش را به دهان گرفتم و مکیدم. چقدر لذت بخش بود برای من و برای او. گویی از او بخار بلند میشد. احساس کردم که دوبار دارم آماده انزال میشوم. به فرشته گفتم من دارم میایم. گفت بریز توم. بریز ته ته کصم. میخواهم آمدن تو را داخلم احساس کنم. دستهایم را بردم زیر کونش و کپل هایش را دادم بالا. اینطوری تا آخرین میلیمتر کیرم داخل کصش بود. بعد آبم آمد. تیرک بعد از تیرک بعد از تیرک. فکر میکنم به اندازه یک پارچ آب منی داخلش خالی کردم. به قیافه اش نگاه کردم. تنها چیزی که در صورتش میتوانستم ببینم. لذت بود. از رویش غلطیدم پایین و کنارش دراز کشیدم و او را در آغوش کشیدم. مثل یک پرستو خزید داخل آغوشم. حالا صورتش رضایت کامل را نشان میداد. میدانستم که زنم در اتاق بغلی خر چپان شده و شاید هنوز هم دارد میشود. ولی من یک ذره هم ناراحت نبودم. میدانستم که به آرزویش رسیده، همانطور که من رسیده بودم و برایش خوشحال بودم. فقط شدیدا کنجکاو بودم که چه شد. ما یک خانواده معمولی بودیم و از این عادتها نداشتیم. فکر کردم که صبر میکنم تا به من بگویند که چه شد. فعلن که من هیچ شکایتی ندارم.
چشمهایم داشت گرم میشد که فریده آمد توی اتاق. لخت بود. فقط شورتش پاش بود تا دستمالی را که جلوی کصش گذاشته بود تا آب منی بریزه بیرون را سر جا نگه دارد. یک نگاهی به من و به خواهر خوب گاییده شده اش کرد. فرشته صورتش را توی پهلوی من قایم کرده بود. گویی خجالت میکشد. فریده چشم تو چشم من پرسید تو اوکی هستی؟ جواب دادم مگه میشه آدم یک همچین لعبتی را بکنه و اوکی نباشه؟ احساس کردم فرشته توی بغلم پقی خندید ولی حرکتی نکرد. فریده پرسید برای شام چی میخواهی؟ گفتم برای شام میریم بیرون. پرسید چه ساعتی؟ گفتم یک کمی استراحت، یک حمام، و لباس پوشیدن. ساعت هفت چطوره؟ گفت خوبه و رفت. فرشته را برگردوندم به پشت و شروع به مکیدن آن سینه ها سفت و زیبا کردم. بعد هم کصش را یک کم لیسیدم و سعی کردم همه جزییات کس و بدنش را بخاطر بسپارم تا اگر این بار آخری بود که دستم به این بدن میرسید به اندازه کافی مطلب برای جلق زدن جمع کرده باشم. بعد رفتم لای پاهایش. فرشته پاهایش را بالا کشید و گذاشت روی شانه های من تا به من دسترسی بهتری بدهد. من هم کیرم را گذاشتم در سوراخش و فشار دادم. اینبار با راحتی رفت تو. فرشته یک آه طولانی ناشی از لذت و خوشحالی کشید و دستهایش دور بدنم حلقه کرد و گفت حامله ام کن. میدانستم که بر روی قرص است و حامله نمیشود. ولی حتی فکرش لذت بخش بود. تلمبه هایم را با علاقه جواب می داد تا بالاخره به ارضاء رسید و ارضاء شدن او باعث ارضاء شدن من شد. تا آخرین قطره منیم را تویش خالی کردم.
بعد ها پس از سوال و جواب های بسیار و مقایسه خاطرات دیگران به این نتیجه رسیدم. آن روز بعد از رفتن من برای خواب خسرو هم میرود. دوتا خواهر ها روی مبل نشسته بودند و با هم حرف میزدند. فریده می گوید خوشحالم که تو چنین شوهر خوبی داری. فرشته میگوید شوهر تو که بهتر است. من حاضرم که او را با خسرو تاخت بزنم. فریده میگوید مامان گفته هیچ جنسی را که آزمایش نکرده اید نخرید. فرشته هم در حالی که اتاقی را که خسرو در آن بود نشان میداد، میگوید، جنس پشت آن در است. برو آزمایش کن. تا اینجا همه چیز شوخی بوده. ولی فریده از جایش بلند میشود. شورتش را از پایش در میآورد, به فرشته نشان می دهد و می گذارد روی میز جلوی فرشته و میرود داخل اتاق خسرو. فرشته که هنوز فکر می کرده این شوخی است چند دقیقه ای صبر میکند. ولی چون فریده بر نمیگردد، میرود و نگاه میکند داخل اتاق. میبیند که خسرو فریده را به پشت خوابانده و تا دسته توی فریده است. فریده هم پاهایش را بدور کون خسرو گذاشته به داخل میکشد.
فرشته پریشان بر میگردد. بعد با خود میگوید کاری که عوض دارد گله ندارد. من که همیشه بهمن را از زمان ازدواجشان دوست داشته ام. این فرصت خوبی است که به آرزویم برسم و کیرش را توی خود احساس کنم. بنابراین شورتش را در می آورد و میگذارد کنار شورت فریده روی میز و می آید توی اتاق من.
خسرو که مرد بسیار زیبایی است و زنهای بسیاری به سراغش می آیند، از جمله خاله هایش، یک قانون دارد. هر که لای پایش را برایت باز کرد، بدون سئوال و جواب کردن بکن. بنابراین وقتی که فریده به سراغش می آید، بدون هیچ سوالی فریده را می کشد زیرش و میتپاند.
بعد از اینکه خسرو فریده را میکند و آبش را میریزد، فریده تازه تشخیص میدهد که چکار کرده و شهوت کورش کرده بوده. از اتاق خسرو که می آید بیرون ، شورت فرشته را کنار شورت خودش روی میز میبیند. میفهمد که فرشته علامت داده تو به شوهر من میدهی، من هم به شوهر تو. فریده آهسته در اتاق ما را باز میکند و میبیند که من به پشت خوابیده ام و فرشته روی کیر من نشسته بالا و پایین میپرد. فریده در اتاق را میبندد و میرود پیش خسرو. پس از یکبار دیگر گاییده شدن بر میگردد توی اتاق ما. میبیند که ما کارمان را تمام کرده ایم و فرشته تو بغل من خوابیده. چون میترسیده که من از دستش عصبانی باشم که به خسرو کص داده، از من میپرسد تو اوکی هستی؟ وقتی که میبیند من دارم شوخی میکنم خیالش جمع میشود و میرود.
آن شب به یک رستوران محلی که ما دوست داشتیم و مشتریش بودیم رفتیم. همه چیز عادی بود. گویی تا این چند ساعت پیش ما مشغول گاییدن هم نبوده ایم. کلی گفتیم و خندیدیم و رقصیدیم و حال کردیم. وقتی برگشتیم خانه، خانمها از جلو و آقایان از دنبال. فرشته راهش را کج کرد که به سمت اتاق من برود. فریده دستش را با مهربانی گرفت و گفت نه اتاق تو آن یکی است. بعد دست خسرو را گرفت و با خود برد. فرشته یک کمی مبهوت مانده بود. من از پشت بغلش کردم و در حالیکه گردن و گوش هایش را می بوسید به او گفتم تو میدانی که اتاق خواب متعلق به خانمها است و مردها میهمان هستند و فرشته را خود بردم.
آنشب خانمها یک کمی بیش از حد معمول آه و اوه و سرو صدا میکردند. گویی می خواستند به دیگری بگویند چقدر از کیر شوهرش لذت میبرند. من به شخصه از اینکه فریده اینقدر خوشحال است لذت میبردم و صد البته با گاییدن فرشته در آسمانها پرواز میکردم.
از آن موقع چهار سال گذشته است و ما سعی میکنیم حداقل ماهی یکبار دو هم جمع بشویم.

مقالات مرتبط

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *