خواهرزن و جمعی از دوستان (۳)
با صدای گوشیم از خواب بیدار شدم
گيج و منگ بودم داشتم به خودم لعنت میفرستادم که چرا گوشیم سایلنت نکردم به زور گوشیم برداشتم آرسو بود
الو خسرو چطوری
خواب آلود گفتم جان چی شده
خوابی هنوز گفتم مگه ساعت چنده گفت ده نیم
غلام چطوره کیجا چرا جواب نمیده باز
گفتم کیجا دیشب مریض بود بردیمش بیمارستان بهش سرم و دارو دادن حالت تهوع داشت
داستانش مفصل هستش بذار بیدار شم بهت زنگ میزنم
گفت منتظرم دلم شور میزنه
گفتم نگران نباش بهت خبر میدم زود
کنترل برداشتم تی وی رو روشن کردم
عسل داشت تو آشپزخونه صبحانه آماده میکرد
کیجا هم هنوز رو تخت به صورت دمر خوابیده بود لباسش تا نزدیک باسنش بالا بود پاهای لختش مشخص بود در حال تماشای تصاویر سوئیت بودم و داشتم به اتفاقات دیروز فکر میکردم که چقدر سریع همه چیز اتفاق افتاده و چقدر راحت تونستم به بدن خواهر زنم که سالها بود خودش ازم پنهون میکرد برسم
عسل رفت سمت باند و روشنش کرد و با گوشیش وصل شد به بلوتوث باند منم صدای تی وی رو زیاد کردم
یه آهنگ ملایم از معین پلی کرد بود و رفت سمت اتاق شروع کرد به صدا کردن کیجا
خانوم عزیزم بلند شو رفت نشست رو تشک دستش گذاشت رو بازوی لخت کیجا
کیجا خانوم عزیزم بلند شو چقدر میخوابی
من به صورت کیجا دید نداشتم
ولی صدای عسل میومد که داشت آروم می گفت خوبی میزونی دست برد گوشیش رو برداشت صدا رو کم کرد
کیجا ظاهرا بیدار شده بود
یه کم چرخید دور ورش نگاه کرد برگشت عسل دید
عسل. خوبی خانومی چقدر خوش خوابی خانوم
معلوم بود که کیجا گیجه
سری چرخوند لباساش دید
با تعجب برگشت سمت عسل که بپرسه اینجا چه خبره که عسل پیش دستی کرد
یادته که با دومادت اومدی اینجا
کیجا. سرش تکون داد آره گفت
عسل. ساعت دو شب بنده خدا اومد هراسان بالا که حالت خوب نیست
من اومدم پایین دیدم تو تب داری میسوزی
اشاره کرد به لکن بغل تخت گفت انقدر پاشوره کردمت تا تبت بیاد پایین
کیجا. خسرو کجاست گفت اون بنده خدا انقدر خسته بود فرستادمش بره با شوهرم بالا بخوابن من موندم و شما
ماشالله چقدر هم سنگینی
به زور تونستم لباسات در بیارم خیس آب بودی از تب
برای اینکه تبت رو بیارم پایین لباسات کم کنم حتی لباس زیزات هم خیس بودن گفتم سرما میخوری همه رو کندم
کیجا دستش برد سمت کوسش دید شرت نداره گفت ای وای
عسل خندید گفت ماشالله چه خوشگله و چقدر سفیدی
کیجا انگار خجالت خورده بود بلند شد نشست سر جاش لباسش کشید جلو تا کوسش بپشونه
عسل باز خندید گفت نپوشون به اندازه کافی دیدم ناز تو چقدرم خوشگل تپلی هستش کیجا خیلی خجالت کشیده بود ظاهرا تو سکوت بود و سرش رو به پایین بلند شو قشنگم برو یه دوش بگیر بیا صبحانه آمادست مردیم از گشنگی
عسل بلند شد دستش دراز کرد سمت کیجا کمکش کرد که از تخت بیاد پایین
کیجا تلو تلو خوران اومد پایین انگار هنوز سرگیجه داشت
عسل گفت چیه انگاری هنوز میزون نیستی
کیجا با زحمت گفت گشنمه سرم گیج میره
عسل گفت پس اول بیا بریم سر میز
صبحانه بخور بعد برو دوش بگیر با هم رفتن سمت آشپزخونه چای ساز روشن کرد
ماهیتابه رو گذاشت رو گاز و رفت سمت
کوشش شروع کرد به تایپ کردن
دیدم برام پیام اومد سلام خسرو جان بیداری عزیزم
گفتم
سلام بر عسل بانو
بله بیدارم و به صورت لایو دارم دوتا خانوم زیبا رو تماشا میکنم
گفت ای ول
گفتم گشنمه گفت
عسل. اگه زودتر میخوای با این خواهر خانومت سکس کنی تحمل کن
گفتم برنامه ای داری گفت آره منتظر بمون من فعلا برم یه چیزی بدم بخوره انرژی بگیره که خیلی باهاش کار داریم
گفت ولی تو نباید باشی
گفتم یعنی چی
گفت میتونی تا شب منو کیجا رو تنها بزاری
بهم اعتماد کن تا به نتیجه برسیم
گفتم باشه میرم تا شهرمون و تا شب برمیگردم
گفت باشه و گوشی رو گذاشت کنار
شروع کرد به نیمرو درست کردن و چایی ریختن
چایی رو برد پیش کیجا با خرما گفت بخور یه خورده قند خونت بیاد بالا تا نیمرو آماده بشه
بعد چند دقیقه نیمرو رو ریخت تو پیش دستی آورد رو میز گردو عسل پنیر کره هم بود رو میز
نون هم از جا نونی برداشت گفت تازست بخور جون بگیری
کیجا آروم آروم شروع کرد خوردن
عسل چندتا لقمه گرفت براش گفت بخور قشنگم
کیجا گفت دامادم کجاست
گفت بالا هستش
عسل. بگم بیاد صبحونه بخوره
کیجا گفت ای وای خدا مرگم بده با این وضعیت
عسل. با کدوم وضعیت
کیجا لختم که
عسل مگه وضع من بهتره دیشب همینجوری اومدم پایین
چشمای کیجا درشت شده بود گفت شوهرت گیر نمیده
عسل نه قشنگم چرا گیر بده
گوشی رو برداشت و بهم زنگ زد بعد چندتا بوق جواب دادم بله گفت آقا خسرو تشریف بیارین صبحانه کیجا جونم بیدار شده
خسرو. چشم چند دقیقه دیگه میام
کیجا هراسان بلند شد گفت لباسام کو
عسل خنده کنان به لباسشویی اشاره کرد گفت همش خیس عرق بودن داره شسته میشه
کیجا گفت الان چیکار کنم
عسل. گفت بشین تا بیاد حالا
کیجا. وای نه تورو خدا تا حالا منو اینجوری ندیده
عسل. خندید گفت خا میبینه مگه چیه منو دیده مگه چیزی شده چیزی ازم کم شده یا چی
معلوم بود کیجا استرس گرفته
عسل. صبحانه بخور الان یه کاریش میکنم
کیجا نشست
عسل هم رفت تو اتاق خواب یه پتو مسافرتی نازک اندازه ملحفه آورد انداخت رو شونه های کیجا گفت خوبه خانم مقدس
خندید نشست
کیجا. روسری یا شال نداری
عسل. اینجا ندارم دیگه بیخیال شو نمیخواد
کیجا. تو نمیخوای بپوشی
عسل. مرموزانه خندید گفت دیداشو دیشب زده بیشعور
منم بلند شدم رفتم دستشویی شاشیدم لباس پوشیدم وسیله هام گم کردم رفتم پایین
در زدم
عسل اومد در باز کرد سلام آقا خسرو بفرمائید
سلام گفتم اومدم داخل عسل دستش دراز کرد سمت من منم یه نگاه به کیجا کردم دل زدم به دریا باش دست دادم
رفتم کنار کیجا اینقدر خوابیده بود که پف کرده بود
الکی دست زدم به پیشونیش گفتم خداروشکر تب نداری
خنديدم گفتم این چیه انداختی رو سرت
کیجا. خانوم زحمت کشید لباسام رو انداخت تو ماشین لباسشویی
تو این فاصله عسل شروع کرد به نیمرو درست کردن
گفتم حسابی مزاحم شدم
عسل. این حرف نزنید
کیجا. اره خدایی خیلی بتونیم جبران کنیم
کیجا. گفت از غلام خبر نداری
گفتم نه الان میخوام برم
عسل. نیاز نیست الان آمار میگیرم
نیمرو رو آورد رفت سراغ گوشیش زنگ زد سلام دکتر جونم خوبی چه خبر هیچ می پرسی از ما حتما باید با مهمونات بیای به ما سر بزنی نمیگی ما هم دل داریم
یه کم با هم خوش بش کردن که بیشترش لاس بود
کیجا با حرفهای عسل سرخ شده بود
در نهایت بعد تعارفات لاس زدنها گفت بی زحمت آمار بیمار غلام.
برگشت سمت ما منم درجا فامیلیش رو گفتم عسل هم تکرار کرد
میگیری برام انگاری اون ور خط گفت کیه
عسل باز خندید گفت آشناست خانوادش مهمون من هستن
بعد خداحافظی کردن گفت منتظرم قطع کرد
منم صبحانه رو داشتم میخوردم
عسل رفت یه قرص جوشان انداخت تو آب یه لیوان گفت کیجا جان اینو بخور سرحال شی پشتش به کیجا بود ولی من بهش دید داشتم یه شیشه کوچیک هم برداشت چند قطره ریخت توش داد دست کیجا گفت بزار حل شه بعد سربکش
منم صبحانم تموم شده بود گفتم کیجا من میخوام برم تا خونه و یه سر به کارگرام بزنم تا شب برمیگردم تو مشکلی نداری
عسل. نه چه مشکلی من هستم حواسم هست شما راحت باشید
کیجا. باشه برو مزاحم تو هم شدم مراقب باش اگه کار داری نمیخواد بیای خودم یه کاریش میکنم
خسرو. نه برمیگردم
کیجا. فقط یه زحمت بکش یه ساک لباس برام بیار من زنگ میزنم آرسو سفارش میدم جم کنه
گفتم باشه نگران نباش
گوشی عسل زنگ خورد
گوشی رو برداشت
سلام جانم
اشاره کردم بهش و گفتم از بیمارستانه با سر تأیید کرد که آره گفتم بزار رو آیفون
عسل گفت میزارم رو بلندگو خانوادش بشنون
صدای یه آقایی بودگفت این بنده خدا همونی که تو جاده کوهین تصادف کرده با تایید سرما عسل گفت آره
دکتر گفت مسافراش همه سرپایی ترخيص شدن ولی این بنده خدا سرش ضربه خورده و تو کماست هوشیاریش دیشب تا 5 هم اومد ولی الان 6 هستش نمیشه تکونش داد
باید دعا کنید فعلا
از رو بلند گو برداشت گفت دکی جون حواست به بیماره ما باشه ها بعد جایزش بهت میدم یه سری هم به ما بزن دکی جون یه مقدار لاس زدن قطع کرد
اومد نشست رو میز گفت دکتر فامیلمونه با هم نداریم بهش سفارش میدم نگران نباشید حل میشه
من بلند شدم گفتم من میرم پس سعی میکنم زود بیام
عسل بلند شد
کیجا هم به اجبار بلند شد چشمم افتاد به ساق پاش که لخت بود
کیجا هی سرخ سفید میشد بدون روسری هم بود
عسل همراهیم کرد تا دم در دستش دراز کرد سمت من گفت مراقب باشید من باش دست دادم گفتم بی زحمت دروازه رو باز میکنید من برم گفت بریم از اینجا نمیشه رفتیم تو حیاط گفتم اون چی بود ریختی تو قرص جوشان گفت عه دیدی گفتم چی بود گفت قطره اسپانیش فلای محرک جنسی خانوما هستش خندید گفت بسپارش به من تو به سلامت
فقط با من در تماس باش
رفتم سوار ماشین شدم
عسل ریموت آورد بهم داد گفت اینجا سرد ریموت داشته باش شب اومدی پشت در نمونی گفتم جان تو جان کیجا امانته ها گفت نترس چیزیش نمیشه یه بوس فرستاد رفت تو و من هم حرکت کردم.
در نبود من مقداری از داستان رو از زبان عسل بخونید:بعد رفتن خسرو رفتم داخل دیدم کیجا روی صندلی نشسته داره ظرفهای صبحانه رو جم میکنه گفتم تو زحمت نکش خودم جم میکنم هنوز پتو رو شونه هاش بود گفتم نکنه از منم خجالت میکشی دختر
کیجا. نه کلا من پوشیده راحت ترم تا حالا اینجوری جلوی کسی نبودم حتی خواهرم خانوادم
دست انداختم پتو رو کشیدم گفتم کوتا بیا خوشگل خانوم حیف تو نیست خودت هزارلا میپوشونی با این بدنت در حال جم کردن ظرفهای صبحانه لیوانی رو که نصفه خورده بود رو دادم دستش و گفتم کامل بخور جون بگیری و کلی باش شوخی کردم و گفتم چه بخوای چه نخوای من که همه جاتو دیدم
گفت واااای به جز همسرم کسی تا حالا ندیده بود حتی دخترام که می بردمشون حموم
عسل. حالا فکر کن من شوهرت و خندیدم
حالا شوهرت قدرشو میدونه یا نه
کیجا. هی بد نبود
عسل. نبود!!!؟
خوب اوایل خوب بود بعد بچه دوم کم کم کمرنگ شد
از وقتیم که ورشکست شد همش جنگ دعوا داشتیم کلا یا نیست دنبال مسافرکشی هستی اگه هم باشه پذیرایی رو مبل میخوابه میونه خوبی با هم نداریم اون اواخر که با هم میخوابیدیم دیگه اصلا بلند نمیشد و نمیتونست کاری کنه
عسل. یعنی چند وقته
کیجا. حدودا 4 ساله که دست نزدیم به هم
عسل. بعد بگو ببینم نیازهات چه میکنی
کیجا. ای خواهر دل دماغی نمونده برامون
عسل. یعنی هیچ وقت نیاز پیدا نمیکنی
کیجا. چرا ولی چه کنم بخت ما هم اینجوری بود
عسل. دوست پسری چیزی؟
کیجا. من میگم تا حالا کسی ندیده تو میگی دوست پسر
عسل. مگه میشه من دو روز بعد سکس دیگه همش خیسم تا سکس بعدی خارشش میافته به تموم جونم
کیجا. منم خیس میشم و هوس میکنم گاهی ولی دیگه چاره چیه دل دماغی نمونده برام
عسل. یه دوست پسر بگیر واسه خودت
کیجا نه خانوم دوتا دختر دارم شهرمون کوچیکه
عسل. تو هنوز جوونی دختر حیفت نیست بدن به این نازی بدون کییییر بمونه
با شنیدن اسم کش دار کییییر کیجا سرخ شده بود و با خجالت منو نگاه کرد
کیجا. خدا بگم چیکارت کنه
عسل. چی شد
کیجا. انقدر گفتی که …و سکوت
عسل. خندیدم گفتم ای جان خواهر فدات شه نکنه دلت خواست کیجا باز سکوت کرد گفتم خواهر مصنوعیش دارم میخوای با تعجب منو نگاه کرد گفت مصنوعی چی گفتم کییییر دیگه همونی که بخاطرش سرخ شدی
کیجا. نه عزیزم من از این کارا نکردم بلد نیستم
برم دوش بگیرم آروم میشم
عسل. برو عشقم
کیجا. یه چیز جالب بگم
عسل. بگو قشنگم
کیجا. انقدر همه چیز تند تند جلو رفت و ناخواسته از خصوصی ترین چیزامون حرف زدیم ولی من هنوز اسمت رو نمیدونم
عسل. خندیدم رفتم سمتش آروم بلند شد بغلش کردم دم گوشش گفتم عسل هستم و خیلی از آشناییت خوشحالم و میخوام یه چیزی رو اعتراف کنم کیجا منو آورد عقب و تو صورتم نگاه کرد جان بگو همچنان تو بغل هم بودیم و دستم رو پهلوهاش بود دستای اونم روی بازو هام
عسل. تو چشماش زل زدم با یه حس دوستانه ای که تو دلش جا بشم گفتم یه حس خوبی نسبت بهت دارم و ازت انرژی میگیرم خیلی ازت خوشم اومده
کیجا. مرسی عزیزم تو چقدر مهربونی
عسل. با کف دستام و انگشتام به پهلوهاش فشار دادم به لبای گوشتیش خیره شدم تو یه چشم به هم زدن یه بوس سریع از لباش گرفتم و گفتم اگه مرد بودم حتما مخت رو میزدم چقدر تو جذابی قشنگ من
از تعریف های من خندش گرفته بود
کیجا. پس شانس آوردم که مرد نیستی چون الانشم دیر بجنبم مخ منو میزنی من برم حموم تا کار دستم ندادی
کیجا. برو تا من میز جم کنم برات حوله تمیز میارم
عسل. خدا بگم چیکارت کنه انقدر درمورد این چیزا حرف زدی که شهوتی شدم نمیدونم چرا اینجوری شدم لای پام میسوزه همش از وقتی بیدار شدم
عسل. لای پات!!!؟ یا کوست
عسل با پوست سفیدی که داشت هی با شنیدن اسم کیر کوس سرخ سفید میشد
کیجا. همون که تو میگی تا حالا همچین حسی نداشتم
عسل. من اگه چارسال رنگ کیر نمیدیدم الان شهر به صف میکردم چه صبری تو داری
کیجا. وای من برم حموم
عسل. برو قشنگم
بعد رفتن کیجا به حمام به خودم افتخار کردم گفتم عالی جلو رفتم
سریع میز جمع کردم آشپزخونه رو مرتب کردم رفتم یه تن پوش برای کیجا آوردم
رفتم سمت حموم یه تک ضربه به در زدم منتظر نموندم در باز کردم
انقدر حول بود در قفل نکرده بود رفتم تو رختکن حوله رو آویزون کردم گفتم قشنگم چیزی نمیخوای
کیجا. سریع چرخید و خودش جوری گرفت که کوسش نبینم نه عسل جان همه چیز هست
عسل. خندیدم گفتم برگرد من به اندازه کافی دیشب نازیتو دیدم چقدرم خوشگله چه پفی داره چقدر تپلیهآروم شدی
کیجا. با سر اشاره کرد که نه
عسل. بیام پشتت رو لیف بزنم
کیجا. نه بدنم هی مور مور میشه نمیدونم چرا انقدر امروز شهوتی هستم دست بهم بزنی می افتم گردنت
عسل. جون دیگه با این بدنی که خدا برای تو ساخته شهوتت طبیعی هستش برات کیر مصنوعی بیارم استفده کنی آروم شی
کیجا. نهههههه نمیخوام با یه حالتی گفت که انگار آره بیار
عسل. خانوم با مصنوعی هم حال نمیکنه آخه
طبیعی میخوای سرش از زیر دوش دور کرد گفت مگه داری گفتم بله که دارم چند تا میخوای
کیجا. وای خاک تو سرم نه عسل جان تورو خدا تموم کن با حرفات دارم وا میدم حالم خوب نیست فکر کنم فشارم پایینه
عسل. قشنگم نخوری زمین زود تمومش کن بیا
کیجا. بزار یه لیف بزنم الان میام بمون اینجا میترسم حالم بد شه
عسل. با شنیدن این حرف سه سوت لخت شدم رفتم سمتش
لیف ازش گرفتم شامپو بدن ریختم روش نشوندمش لب وان شروع کردم به شستن بدنش
چشماش داشت از شهوت بیرون میزد حسابی لیفش زدم دستم به سینه هاش میخورد خودش عقب میکشید
بلندش کردم گفتم دستات بزار رو دیوار گذاشت پاهات باز کن یه کم باز کرد گفتم نیفتی شروع کردم به لیف کشیدن لای پاش و کونش داشت به کمرش آهسته قر میداد به خودم احسنت گفتم که خوب پیش رفتم قطره کارش کرده بود برش گردوندم کسشم لیف زدم که دستم گرفت گفت وای نمیتونم دست بش نزن لطفا
بلند شدم گفتم برگرد چسبوندمش به دیوار تو چشماش زل زدم رفتم سمت لبش لبام گذاشتم رو لبای گوشتیش شروع کردم به خوردن
کیجا شروع کرد به مقاومت و هلم داد دوتا دستاش از قسمت مچ گرفتم از بی حالیش سواستفاده کردم دستاشم چسبوندم به دیوار چشمم افتاد به سینه هاش که یه کم کف داشت هنوز ولی با خودم گفتم اگه الان نخورم شاید دیگه نذاره صورتم بردم سمت سینش نوک سینش گذاشتم تو دهنم
شروع کردم به مکیدن مثل همه خانوما دقیقا نقطه حساسش بود استارت کارو زد شروع کرد خودش چپ راست کردن و آه کشیدن چند لحظه با ملایمت خوردم سرم بلند کردم چشماش بسته بود رفتم سمت لبش لب پاینش گذاشتم تو دهنم شروع کردم به خوردن یکی از دستاش ول کردم و دستم رو بردم سمت کوسش دستم به کوسش رسید یه آه از ته دل کشید اون یکی دستشم ول کردم سینش گرفتم صداش بلند شده بود و داشت آه اوه میکرد حسابی مالیدمش سینه و لب خوری کردم بعد چند دقیقه مالیدن زانوهاش سست شد داشت می افتاد
آروم تو گوشش گفتم بریم رو تخت سرش تکون داد که آره دوش باز کردم دوتایی رفتیم زیر دوش کمکش کردم خودش آب بکشه منم خودم آبکشیدم تن پوش برداشت ولی گفتم بمون تو رختکن حوله هم بود برداشتم خشکش کردم گفتم تن پوش بپوشه پریده
بردمش رو تخت حوله رو پهن کردم رو پشتی چون موهاش نم داشت خوابوندمش رو تخت هیچ اختیاری از خودش دیگه نشون نمیداد کاملا تو دستم بود
پاهاش باز کردم رفتم خوابیدم روش کاملا فیس تو فیس هم بودیم لباش با چند تا بوس کوچیک شروع کردم به بوسیدن و لب گرفتن کم کم اومدم رو گردنش رو سینه هاش به نوک سینهای درشتش رسیدم با یه دست یکیش رو نرم لطیف نوازش کردم اونیکی رو کردم تو دهنم آروم شروع کردم به میک زدن داشت زیرم خودش بالا پایین میکرد آروم دست راستم که بیکار بود بردم سمت کوسش
کوسش حسابی آب انداخته بود مالیدن شروع کردم انگشتمو کردم توش گرم لجز بود تو کسش داشت حسابی ناله میکرد زیرم خودش تکون میداد رفتم پایین برای کوس خوری که دیدم انقدر خیسه که صورتم خیس میکنه با دستمال کاغذی تمیزش کردم شروع کردم زبون زدن دیگه کیجا داشت نالش به فریاد تبدیل میشد که با دستم بالای کسش مالیدم با زبونم چوچولش رو لیسیدم بعد حدود یک دقیقه ارضا شد کون کمرش رو میکوبید به تخت و حسابی ازش آب میومد بیرون سرم بلند کردم از پاش سریع پاش به هم چسبوند به پهلو چرخید منم رفتم پشتش بغلش کردم رو تختی رو انداختم رومون
داشت تند تند نفس نفس میزد گذاشتم آروم شه بعد چند دقیقه که آروم شد تو گوشش به صورت زمزمه صداش کردم کیجا کیجا قشنگم خوبی آروم سرش تکون داد
عسل. دوست داشتی
کیجا. با صدای از ته چاه عالی بود مرسی ازت بهش نیاز داشتم
عسل. ای جانم حیف تو نیست خودت رو از این همه لذت محروم کردی ادامه بدم کیفش رو ببریی
برگشت سمت من گفت تو چقدر خوبی چه حس خوبی ازت میگیره آدم
لبام گذاشتم رو لبش شروع کردیم به لب بازی حدود بیست دقیقه دیگه طول کشید و دوباره با شدت ارضا شد و باز به همون شکل خودش جم کرد و باز من بغلش کردم و این دفعه گذاشتم آروم باشه بعد حدود نیم ساعت برگشت سمت من داشت نگاهم میکرد
عسل. خوبی قشنگم
کیجا. با حرکت سر و چشماش رضایتش رو نشون داد
عسل. سبک شدی
کیجا. کامل نه
تو دلم گفتم بش مزه کرده پس
عسل. حالا اگه کیر بود که حسابی سبک میشدی
کیجا. تا همینجاشم زیاد روی کردم
عسل. تا یک ساعت پیش همینم برات تابو بود ببین چقدر سبک شدی صورتت گل انداخته حالا اگه بعد 4 سال بری زیر کیر که دیگه انگار دنیا رو بهت دادن
عسل. حالا کیر نرفته کوسم داره میسوزه
کیجا. از بس خودت سفت گرفتی رها کن خودت رو نترس اینجا خودم خودت کسی نیست اینجا ی لبخند ریز زد گفت آخه میدونی چیه اولین بارمه از این کار میکنم روم نمیشه
عسل. ادا تنگا رو در نیار به فکر خودت باش مگه آدم چند سال زندست از بدن خودت استفاده کن حالا کیر میخوای یا نه با تعجب داشت نگاهم میکرد گفتم دیلدو میدونی چیه سرش رو با شک تردید تکون داد که یعنی نه گفتم همون کیر مصنوعی
برم بیارم سکوت کرد یه کم استراحت کن من برم بالا یه نیم ساعت دیگه میام
کیجا. میشه یه زنگ به گوشیم بزنی ببینم کجاست
رفتم گوشیم برداشتم شمارش گفت گرفتم تو کیفش بود پشت در اتاق آویزون بود براش آوردم گفتم فعلا حرکت کردم گوشیم برداشتم سریع رفتم بالا دوربین روشن کردم دیدم داره با تلفن با خانوادش حرف میزنه ولی همچنان دستش رو بدنش بالا پایین میشد گاهی سینهاش رو فشار میداد گاهی کوسش رو بازی میداد گذاشتم تو حال خودش باشه
ما دوتا دیلدو داریم یکی سیاه دراز و یکی کوتاه تر کلفت و رگ دار
اونی که سیاه هستش شرتک داره میشه پوشید انقدر جالبه انگار یه مرد داره میکنه اسمش گذاشتیم بلاک
دومی هم دستیه باید با دست حرکتش بدی
دیلدوها رو برداشتم و اومدم حرکت کنم یه فکری به ذهنم رسید
یکی از دکترای بیمارستان که سمت بالای هم داره تو بیمارستان
و فامیل نزدیک من هم هست و همیشه هوای ایوب رو تو بیمارستان داره و خیلی هم شیطونه و همیشه شکاراش رو میاره سوئیت ما زمین میزنه من از مجردی باش در ارتباط بودم و سکس میکردیم خاطر هم رو می خواستیم ولی چون شیطون بود و وضع مالی خوبی هم نداشت بابام مخالفت کرد و منم با ایوب هم بودم و باش می خوابیدم و ازش حامله شدم و پدرم از چاله در اومده و افتاده در چاه شد و منو اجبارا داد به ایوب که متاسفانه تو یه تصادف که سه نفری با هم بودیم بابام فوت میکنه منم بچم از دست میدم و رحمم رو برمیدارن و دیگه هم نتونستم بچه دار بشم و چون تک دختر بودم تمام اموال بابام رسید به من بابام یه سازنده بزرگی بود و کلی ارث بهم رسیده به خاطر این که ایوب راننده بود و مقصر هم بودیم اوایل میخواستم ازش جدا شم ولی جور نشد و براش شرط گذاشتم از اموال بابام چیزی بهش ندم خودش باید تو همون بیمارستان کار کنه… از داستان دور نشیم زنگ زدم به دکی جون خودمون که اسمش مستعار میزاریم سامان
عسل. سلام سامان جون چطوری
سامان. خوب خدارو شکر
عسل. سرکاری
سامان. نه چطور
عسل. بیا یه سورپرایز برات دارم
سامان. واقعا کی بیام
عسل. برو کلید ایوب بگیر بهش جریان میگم برو بالا از تی وی خودت همه چیز میبینی هر موقع وقتش بود اشاره میکنم بیا
سامان. کی برم
عسل. الان برو فقط دیر نکن که از دستت میپره یه قرصی چیزی بخور ضایع نشی
سامان. کیه هست
عسل. چه فرقی برای تو میکنه فقط در این حد بدون یه شاه کسه
سامان. نکنه زن این یارو که تصادف کرده
عسل. آره
سامان. بیش اونا زنگ زدی دیگه بهت نگفتم فکر نکنم زنده بمونه
عسل. ای وای راست میگی
سامان. حالا پناه بر خدا اگه هم بمونه فکر نکنم سالم باشه مغزش آسیب دیده
عسل. ناراحت شدم خدایی
سامان. حالا چیکار کنم بیام
عسل. آره زود باش
سامان اخلاقش خیلی خوب بود فقط تو سکس زیاد بلد نبود فقط میخواست بکنه توش و ارضا بشه عاشق کون بود نگاهی به کس نمیکرد و زیاد هم کمر سفتی نداشت فوقش ده دقیقه تا یک ربع اونام با قرص بدون قرص که فقط آدم کثیف میکرد
کیرشم همون 14 تا 15 سانت بیشتر نمیشد درحد معمولی
با ایوب تماس گرفتم جریان گفتم گفت منم بیام تشر زدم بهش که نه ایوب ازم حسابی حساب میبره چون یه جورایی از خودش چیزی نداره
دیلدو بلاک رو بستم رو کمرم دیلدو کوچیکه رو هم برداشتم از تی وی دیدم که کیجا همچنان در حال صحبت هستش و دستاشم در حال نوازش بدن خودش
رفتم تو سوئیت تا منو دید هم خندش گرفت و چشماش درشت کرد که اینا چیهکیجا. باشه آرسو جان دیگه سفارشت نکنم جان تو جان بچه ام لباسامم یادت نره …قربانت خداحافظ
دختر اینا چیه آوردی چقدر بزرگن
عسل. یه طوری حرف میزنی انگار رنگ کیرو ندیدی
کیجا. اگه کیر اینه پس من تا حالا از دودول استفاده میکردم مال غلام فوقش ده سانت بود اینا رو تو استفاده میکنی
عسل. نه خریدم تماشاشون کنم پس و خندیدم
کیجا. واقعا تحملش داری
عسل. بله که دارم هر دوتا رو هم زمان از جلو و عقب
کیجا. تو دیگه کی هستی
عسل. یه چک زدم رو کونش نکنه میخوای بگی این پلمپه و ازش استفاده نکردی تا حالا
کیجا. چرا تو دوران عقدمون شوهرم میکرد چون کیرش کوچیک بود زیاد درد نداشت به جز اولین بار تازه حال هم میداد بهم
عسل. آفرین پس تجربش رو داری
کیجا. آره لذت داشت بخاطر همون تا شب عروسی نذاشتم پردمو بزنه و حدود دو سال از عقب کرد بعد عروسی هم خیلی کردیم از عقب بعد که کم کم از هم دور شدیم دیگه بی استفاده مونده هردوش
عسل. خودم ازشون استفاده میکنم عزیزم نگران نباش آماده ای
کیجا. تورو خدا فقط آروم خیلی بزرگ هستن میترسم ازشون
عسل. نترس خوب جای اومدی طاق باز خوابیده بود رفتم روش دوتا دستام گذاشتم دو طرف صورتش و تو چشماش نگاه کردم گفتم حالی بهت بدم که تا عمر داری یادت نره یه ترسی تو چشماش بود
عسل. چیه استرس داری
با سر تأیید کرد آره هم استرس دارم هم خجالتم میگیره
گفتم الان برق خاموش میکنم خجالت نکشی
کیجا. نه ولش کن
عسل. چشمات رو ببند دست انداختم از تو کشو یه چشم بند مخصوص شب برداشتم زدم رو چشماش و گفتم قربون اون هجب حیات بشم خودت شل بگیر و بسپار به من با سر تأیید کرد منم با بوس های ریز از صورتش شروع کردم
چه لبای داشت خدایی زن سکسی بود استخوان بندی درشت و گوشتی و سفید پوست بود
سینهاش با دست نوازش میکردم لباش میک میزدم نفسش کم کم داشت تند میشد
دستاش گذاشت رو کمرم شروع کرد بالا پایین و کمرشم هی تکون میداد یه شیکم نرم نازی هم داشت کونش داشت قر میداد
دستش برد پایین بلاک گرفت دستش مالید به چوچولش من خودم هی دور میکردم که نکنه توش عسل چیکار میکنی عذابم نده بیا جلو
عسل. چی میخوای
کیجا. اینو
عسل. این چیه
کیجا. کیر
عسل. چی نشنیدم
کیجا. کیر کییییر
عسل. میخوای چیکار
کیجا. تروخدا بکون تو
عسل. توی چی
کیجا. تو کسم کوسم
منم نزدیکش شدم و با دستش بلاک هدایت کرد تو کوسش منم آروم شروع کردم به جلو عقب رفتن
کیجا هم داشت تند تند نفس میکشید و آه اوه میکرد کم کم نصف بلاک که حدودا 22 سانتی میشد دادم تو کسش صداش کردم کیجا خوبی سرش تکون داد آره عسل جون تو بزن
کیجا باز راه داره بفرستم داخل
کیجا. آره ولی یواش و آروم تا اینجاش که عالی بودی
عسل. یه عمره دارم به این جماعت کوس میدم بلدم چطور یه زن تو سکس راضی نگه دارم نگران نباش
کیجا. باشه عزیزم بزن که دارم میمیرم از لذت
عسل. بیشتر چه مدلی دوست داری گاییده بشی
کیجا. بیشتر داگی و بیام رو طرف ولی فعلا همین داره حال میده بزن
کم کم کل کیر رو کردم داخل داشت پر در میآورد با دستاش بال بال میزد و ناله میکرد لای پاش جوی آب شده بود خیس خیس حدود پنج دقیقه بکوب زدم براش داشتم خسته میشدم ولی دلم نیومد که قطعش کنم چون واقعا داشت حال میکرد ناخوناش رو تو کمرم کشید فهمیدم داره ارضا میشه منم ادامه دادم تا لرزید و با دهن بسته هوم همو کشدار از خودش در میکرد بعد بیحال شد ساکت شد منم از روش بلند شدم تا نفس بگیره
اتاق بوی عرق و شهوت گرفته بود
بغلش کردم نوازشش کردم چشم بند زدم آروم بالا گفتم چطوری
کیجا. عالی بودی چه حسی داشت تجربه نکرده بودم تا حالا هرگز فکر نمیکردم یه زن بتونه منو اینجوری ارضا کنه این چشم بند هم کمک کرد حواسم پرت جای نشه و تمرکز کردم در کل عالی بود و توصیفش سخته
عسل. بازم میخوای
کیجا. بازم با حرکت سر و چشمش با رضایت تأیید کرد که آره
کونش رو مالیدم گفتم من این کون رو هم میخوام
کیجا. وای نه این منو پاره پوره میکنه
عسل. از اول گفتم به من اعتماد کن خودت رو بسپار به من و لذتش رو ببر
کیجا. عسل جون من میترسم
عسل. چشمام رو براش درشت کردم گفتم ساکت تو کاریت نباشه
کیجا. شوهرت نیاد یه وقت بی آبرو بشیم
عسل. خندیدم گفتم خوب خوبه که خوشبحال تو میشه میدونی که همیشه طبیعیش خوشمزه تره
کیجا. مرموزانه خندید گفت همه اتفاقات رو یه جا برام رقم نزن که سنگ کوب میکنما
عسل. برات شیرین افتاده ها زیر دلت قلقلک اومده دوست داری کوس کونت حسابی آبیاری کنی شوهرم بیاد کوست کار نداره اون عاشق کونه اونم کون تو که محشره
منم با بلاک کوست رو شخم میزنم
کیجا. تو دیوونه ای نه من روم نمیشه اون دیگه کار من نیست از خجالت آب میشم جلوی یه مرد غریبه
عسل. حالا بلند شو برو دستشویی خودت رو خالی کن میخوام حسابش رو برسم تازه کسی شوهر مفت نداره به تو بده تو هم ناز کنی باند شو ببینم با خنده گفتم خوشش اومده زدم رو کونش دستش گرفتم بلندش کردم رفت دستشویی یه ده دقیقه طول داد تو این فاصله تو گوشیم با دوربین دیدم که سامان اومده و تو اتاق شاه نشین داره ما رو نگاه میکنه با دست رو به دوربین براش لایک فرستادم اونم لایک فرستاد گوشی رو گذاشتم کنار کیجا اومد بیرون شادابی از صورتش مشخص بود گفتم سرحال شدیا گفت آره زنگ زده بودم 4 ساله دمت گرم حال آوردی منو
دست انداختم تو کشوی جادوییم یه پماد زایلاپی مخصوص بی حسی دستش دادم به کجا گفتم بمال به مقعدت کمک میکنه درد نکشی
کیجا. دیگه چی میخوای رو کنی یهو رو کن تا من اینجوری هر لحظه یه چیز جدید دارم میبینم دلم کوچیکه میخوام تحش رو بدونم
عسل. چیه زبون باز کردی
کیجا. آره بهم ساخته
عسل. نه نمیشه یهو رو کنم سکته میزنی
پماد برداشت زد به خودش بیا پیشم بخواب تا چند دقیقه دیگه اثر میکنه دراز کشید پیشم یه کم نوازشش کردم بوس های ریز به صورتش زدم
کیجا. عسل تو چقدر خوبی
عسل. خواهش میکنم دیروز حالت رو دیدم دلم خیلی برات سوخت بی حال بی حال بودی
دست بردم سینه هاش رو گرفتم آروم نوازشش کردم چشم بندش رو زدم گفتم حواست جم کن میخوام با دوتا کیر یه حالی بهت بدم که تا عمر داری یادت نره سکوت کرد
گفتم داگی شو آروم آروم با ترس برگشت داگی شد روان کننده زدم به بلاک سرش رو گذاشتم رو سوراخ کونش دستش نزدیک کونش کرد گفت تورو خدا آروم میترسم عسل. شل بگیر خودت بسپار به من آروم آروم فشار دادم تو کونش خیلی راحت چند سانتی رفت تو یه کم خودش سفت کرد منم تحمل کردم که جا باز کنه داشت اوف اوف میکرد اون یکی دیلدو رو دادم دستش گفتم با سرش بمال به کست درد عقب یادت میره گرفت شروع کرد فقط صدای نفساش تو اتاق میومد منم کم کم شروع کردم به تلمبه زدن ولی نتونستم زیاد فرو کنم داشت حال میکرد و نالش در اومده بود گفتم خوبی با دهن بسته گفت اهوووم
نخواستم حالش بد کنم بلک تا آخر نمیبردم
گفتم جا داری بیشترش کنم
با دست اشاره کرد که آره کم کم فشار رو بیشتر کردم دیگه داشت جیغ میزد یه کم آوردم بیرون دستم بردم کسش بمالم دیدم دیلدوی دومی رو تا ته تو کسش کرده
خندم گرفت تو دلم گفتم منو باید مثل مربیای ورزشی انتخاب کنن برم استعدادیابی جنده شناسای کنم
گفتم بد نگذره گفت بزن بزن یهو تا آخر بلاک کردم تو کونش نفسش بند اومده بود لرزید افتاد رو تخت منم خوابیدم روش چندتا دیگه محکم کوبیدم با دست اشاره کرد دست نگه دار دوباره ارضاش کرده بودم دوتا دیلدو تو کوس کونش بود آروم غلط خوردم اومدم بغلش موهاش رو صورتش بود عرق کرده بود انقدر جذاب شده بود گفتم خوبی قشنگم
عسل. با تأیید سر و نفس زنان گفت خوبم زبون باز کرد گفت چیکار کردی با من چقدر لذت بخش بود
کیجا. حالا تنها بودم فکر کن این دوتا کیر طبیعی بود لذتش چند برابر میشد
عسل. تورو خدا کوتاه بیا من روم نمیشه به همینا راضیم اینا رو از کجا گرفتی
کیجا. خندیدم هر دوتا طبیعی یکی اشانتیون داره
کیجا. با خنده مسخره از کجا باس گرفت
عسل. برات میگیرم حالش داری یه راند دیگه بریم
کیجا. خسته شدی
عسل. آره کمرم درد گرفت ولی تو رو میبینم لذت میبری برام ارزش داره این سری من زیر میخوابم تو بیا روم
کیجا. هرجور راحت تری
عسل. شروع کنیم
کیجا. آره
عسل. پس بلند شو من دراز بکشم پاهام از رو تخت آویزون کنم تو هم لبه تخت بشین رو بلاک
کیجا. خندید گفت بازی در خانه حریفه دیگه هر جور شما دستور بدی
کلی باهم خندیدیم
دراز کشیدم رو تخت پاهام رو آویزون کردم گفتم بیا بالا
اومد بالا چشم بند بهش دادم گفت اینو میزنی حشرت میره بالا
عسل. آره حواسم به اطراف نیست تمرکزم به سکس ایده جالبی هستش
کسش تنظیم کرد رو بلاک کم کم فرستاد تو خودش اون شرم حجب حیا اول صبحی دیگه توش نبود جندگی درونش رو داشت نشون میداد
با دستم به دوربین اشاره کردم سامان بیاد
کیجا هم با بلاک داشت حال میکرد
کشیدم سمت خودم سینه هاش چسبوندم به خودم گوشش آوردم پیش دهنم شروع کردم به خوردن لاله گوشش که یه گوشواره حلقه ای هم داشت دستاش فرستادم پایین دستام همراه دستاش حلقه کردم انگشتام انداختم تو هم که اگه سامان کیرش کرد تو کونش نتونه با دست بلند شه و در بره خوب به در دید داشتم سامان دیدم لخت دم در وایساده دست به کیر با سر اشاره کردم بیا با چشم اشاره کردم به روان کننده برداشت زد به کیرش اومد ولی کیجا داشت به کونش قر میداد و ساسان نمیتونست کیرش فرو کنه
کوشش یه گاز گرفتم که شاید تمرکزش بهم بخوره و واسته که همینجوری هم شد
سامانم سریع کیرش چپوند تو کون کیجا
کیجا یه لحظه اومد بلند شه من قفلش کرده بودم
از پشتم ساسان کونش گرفت
کیجا داد زد عسل این کیه ولم کن
عسل. بلند تو گوشش گفتم هیسسسسسس سکوت کن و با تن صدای خیلی آروم تو گوشش گفتم قشنگم شلش کن و لذتش رو ببر و زبونم کردم تو گوشش تا حواسش پرت کنم
سامان هم داست تلمبه میزد و قوربون صدقه کونش میرفت که آره چه کونیه عسل جون دمت گرم خیلی باحالی منم هم زمان با گوشش داشتم تو کوسش تلمبه میزدم
سامان هم کامل اومده بود رو تخت و داشت با تمام قوا میکوبید به کونش
من دیگه داشتم اون زیر له میشدم کیجا هم داشت تند تند نفس میکشید
عسل. تو گوش کیجا گفتم خوبی جواب نداد
گفتم سامان اسیر گرفتی مگه آرومتر
سامان آرومترش کرد گفتم برو پایین خستش کردی برو سرپا بمون
سامان رفت پايين انقدر که محکم ضربه زده بود ما تقریبا وسط تخت بودیم پاهام کشید آورد حالت اولی و باز کرد توش
عسل. قشنگم خوبی
کیجا. این کیه بگو تمومش کنه من روم نمیشه
عسل. گفتم شلش کن و لذتش رو ببر شاید دیگه برات اتفاق نیفته نگران چی هستی
کیجا. شوهرته
عسل. نه اونو انشالله یه وقت دیگه برات میارم این دوست پسرمه
کیجا. وای خدا روم نمیشه
عسل. عه خرابش نکن لذتش رو ببر
کیجا. ترسیدم و حسم پرید
عسل. فکرشو نکن فکر کن مثل راند قبل تنهاییم حالش ببر
کیجا. باشه یه کم شلم کن کمرم گرفت
عسل. آروم باشیا
کیجا. باشه
عسل. قول
کیجا. آره آره قول
عسل. واقعیتش منم دارم این زیر له میشم ولش کردم از من فاصله گرفت به سامان نزدیک شد سامان هم سریع دست انداخت نوک سینه اش گرفت گفت جونم به این بدن چه هیکلی داری
سامان. افتخار گاییدن چه بانوی نصیب من شده اسمتون چیه عزیزم کیجا سکوت کرد
عسل. قشنگم بگو دیگه اسمش کیجا هستش
سامان. به به چه اسمی زیبایی اسمش مثل بدنش زیباست
عسل. سامان جان میشه زبون نریزی و یه لحظه بلند شی تا من از این زیر در بیام
سامان. چشم به شرطی خانوم دوباره اجازه دخول بدن به ما
کیجا. تلاش کرد که بلند شه ول سامان ولش نکرد اومد رو تخت زیر سینه اش گرفت دستش قلاب کرد با هم بلند شدن من سریع بلند شدم چون چشمای کیجا بسته بود کمکش کردم دراز بکشه
سامان. بزار من دراز بکشم
سریع خوابید منم به کیجا کمک کردم بشینه رو کیرش